خواهد ذكر او كند و منع نه ، و هر گه ] ( 1 ) با درگاه او شود او را يابد و حجاب نه ، كفايت بودى .
هم او گفت : بيم آن است كه از دنيا بروم و مراد من از دو چيز بر آمده نباشد و حقّ آن نگزارده باشم : ذكر خداى ، و نوحه ( 2 ) بر خويشتن . حق تعالى سه چيز به سه چيز وعده داد : ذكر به ذكر ، و وفا به وفا ، و فسحت به فسحت . ذكر به ذكر :
* ( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ . . . ) * ، وفا به وفا : وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ . . . ( 3 ) ، فسحت به فسحت : فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّه لَكُمْ ( 4 ) .
قوله : * ( أَذْكُرْكُمْ ) * ، تا تو را ياد كنم . ذكر خداى بنده را از دو وجه بود : يكى به آن كه ( 5 ) مدحش فرمايد در كتابهاى خود بر زبان پيغامبران ، و در آسمانها بر زبان فريشتگان ، و در ملأ اعلى ، و دوم به ايجاب ثواب ابد و كرامت و رضا [ 174 - ر ] .
حسن بصرى گفت : شكر خداى چگونه گزاريم ( 6 ) اگر ما را گفتى : ذكر من كنى در مواضعى مخصوص تا من ذكر شما كنم ، آنگه اگر جان و مال بذل بايستى كردن تا آن جا رسند واجب بودى ، فكيف كه مىگويد : بندهء من به ( 7 ) هر حال از حالات كه باشى فَاذْكُرُوا اللَّه قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِكُمْ ( 8 ) . . . ، و اگر ايستاده باشى و اگر نشسته باشى ، و اگر بر پهلو خفته باشى .
كعب الاحبار گفت : موسى - عليه السّلام ( 9 ) - گفت : يا رب ! تو به بندگان خود نزديكى تا با تو سر گويند ؟ يا دورى تا تو را به آواز بلند ( 10 ) خوانند ؟ حق تعالى گفت :
يا موسى انا جليس من ذكرني ،
من همنشين آنم كه ذكر من كند ( 11 ) .
موسى گفت : بار خدايا ! من بر حالاتى ( 12 ) باشم كه نخواهم كه بر آن حال ذكر تو كنم ، يعنى حالت جنابت و حالت قضاى حاجت . حق تعالى گفت :
اذكرني على
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 2 ) . مج ، دب ، وز ، مر : توجّه .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 40 .
( 4 ) . سورهء مجادله ( 58 ) آيهء 11 .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز فق : يكى آن كه به آن كه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : گزارم .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بر .
( 8 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 103 .
( 9 ) . مب در مناجات .
( 10 ) . دب : بلندى .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : مىكند .
( 12 ) . دب : حالتى .