خلاف كردند در نظم آيت و معنى « الَّا » و آن كه اين استثنا چيست ، و اين ظالمان كهاند ؟
مجاهد و عطا و قتاده و سدّي گفتند : مراد به « ناس » جهودانند ، تا جهودان را بر تو حجّت نبود ، با ( 1 ) آن كه گفتند : اگر هدايت ما نبودى او قبله نشناختى ، و امثال اين چيزها از آن كه ما بگفتيم پيش از اين ، * ( إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا ، ) * مشركان عربند ، يعنى جهودان را بر تو حجّت نماند به آن محالات و طعنها كه زدند مگر مشركان عرب را كه ايشان را حجّت ماند يعنى شبهت ، و شبهت را حجّت خواند براى آن كه ( 2 ) مشابهت شبهت با حجّت ، و خود براى اينش شبهت خوانند كه با حجّت ماند به حجّت ملتبس توان كردن ، و شبهت عرب اين باشد كه گفتند : رغب عن قبلة ابيه ثمّ رجع اليها ، از قبلهء ابراهيم بگرديد و پس با او آمد ، و عن قريب بس ( 3 ) بر نيايد كه با دين ما آيد . و مشركان را گفت : « منهم » ، از ايشانند ، يعنى از جهودان براى آن كه كفر به محمّد - صلَّى اللَّه عليه و إله - قد جمعهم .
و قولى ديگر آن است در اين وجه كه : حجّت به معنى خصومت باشد ، چنان كه حق تعالى گفت : لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ ( 4 ) . . . ، اى لا خصومة ، و كذا قوله : فَمَنْ حَاجَّكَ ( 5 ) . . . ، و : أَ تُحَاجُّونَنا ( 6 ) . . . ، و : لِيُحَاجُّوكُمْ ( 7 ) . . . ، همه به معنى مجادله است و مخاصمه .
و وجهى ديگر در آيت آن است كه : ما قبلهء تو بگردانيديم از بيت المقدس به كعبه ، روى آن جا دار پيوسته تا هيچ آدمى را بر تو حجّت نبود . و « ناس » در اين وجه عام بود جهودان و مشركان و جز ايشان را ، مگر آنان را كه ظلم كنند ، يعنى جحود و عناد كنند و پس از آن كه حق روشن شود مقرّ نشوند . و عناد در مناظره ظلم باشد ، و تلخيص معنى اين است كه : كس را بر تو حجّت نماند مگر عناد و جحود بر سبيل ظلم در محاجّت ، و اين قول اختيار مفضّل ضبّى است ، غير انّا لخّصناه بعض التّلخيص .
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : « آن كه » را ندارد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : بسى .
( 4 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 15 .
( 5 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 61 .
( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 139 .
( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 76 .