كتاب . أْتِ بِكُمُ اللَّه جَمِيعاً يوم القيامة ، هر كجا باشى در مواضع متفرّق خداى تعالى شما را با هم آرد و جمع كند روز قيامت براى حساب و جزا ، كه او بر همه چيز قادر است .
* ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ) * ، « حيث » ظرف مكان بود و مبنى است بر ضمّ و در شاذّ عبيد عمير خواند : « حيث » به فتح « ثا » . كسائى گفت : وجه اين لغت و قراءت آن باشد كه اصل در مبنى سكون است ، چون آخر ساكن بود و يا ( 1 ) ساكن جمع ساكنين بود ، على غير حدّه ، حرف صحيح را متحرّك بكردند به فتح براى آن كه او اخفّ الحركات است ، چون : ليت و كيف و أين . و حوث لغت است ، و اين قراءت عبد اللَّه بن عمر است در شاذّ . و گفتند : مردى عبد اللَّه عمر را گفت : نماز كن دست كجا فرو نهد چون سجده كند ؟ گفت : ارم بهما حوث وقعتا ، گفت : هر كجا افتد ، پس به جاى حيث ، حوث گفت ( 2 ) .
* ( وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ ) * ، هر كجا باشى . حق تعالى در اين آيت باز نمود كه حكم مسافر ، حكم حاضر است در وجوب توجّه به قبله چون متمكّن باشد ، و چون متمكّن نباشد تحرّى كند در حال ضيق ، و در حال سعت به چهار جانب نماز كند چهار بار ، تا كسى گمان نبرد كه حال مسافر مخالف است حال حاضر را ، چنان كه در شرع ، بعضى احكام مختلف است مسافر را با حاضر . و « ما » در « حيثما ( 3 ) » كافّه ( 4 ) است به خلاف آن كه در « اينما » و « متيما ( 5 ) » كه آن جا زيادت است ، و در « اذما ( 6 ) » كافّه ( 7 ) باشد همچونين ، و معنى اين آن است كه : منع كند اين « ما » ( 8 ) دو اسم را از آن كه اضافه كنند او را الى ( 9 ) ما بعدهما ( 10 ) كه تا جمله خالص شود به فعليّت و مستعدّ جزم شود ، كه جزم از خصايص افعال است ، و اضافه از خصايص اسماء . اگر اين « ما » نباشد ( 11 ) ، « حيث » و « اذ » جزم نكنند بى « ما » براى اين علَّت كه گفتيم .
هامش
( 1 ) . لب : با .
( 2 ) . مب قوله تعالى .
( 3 ) . مر : حيث ما .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نافيه .
( 5 ) . آج : مهما .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر ما .
( 7 ) . مر : كافيه .
( 8 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب اين .
( 9 ) . اساس : كه ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 10 ) . وز و ميتما .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها و .