و امّا « اين » و « متى » چون « ما » در او باشد و نباشد جزم كنند ، براى آن كه « ما » زيادت است [ 168 - پ ] در آن جا .
* ( وَإِنَّه لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ) * ، و آن از خداى حقّ است و درست ، يعنى تحويل قبله . و اين را دو معنى باشد : يكى آن كه حقّ است و از خداى صادر است ، و عمل كردن بر او واجب است . و دوم آن كه : ثابت و مستقر است ، منسوخ نخواهد شدن به قبلهء ديگر چنان كه بيت المقدّس به كعبه منسوخ شد . * ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * ، خداى تعالى بىخبر نيست از آنچه شما مىكنيد ، يعنى شما كه مسلمانانى . و مورد مورد زجر و وعيد است تا مكلَّفان به طاعت نزديك باشند و از معصيت دور .
ابو عمر تنها به « يا » خواند ، يعنى غافل نيست از آن كه جهودان مىكنند از عناد و كتمان حقّ .
قوله : * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ) * ، اهل علم در تكرار اين آيت سخن گفتند . ابو على مىگويد : فايده مختلف است و موضع مختلف ، مراد به آيت اوّل آن است كه : هر كجا بيرون شوى به نواحى و اقطار مدينه كه وقتها رفته اى و روى به بيت المقدّس كرده ، اكنون چون آن جاى روى ، روى به كعبه كن ( 1 ) .
و مراد به آيت دوم آن است كه : چون سفرهاى دور كنى كه از ميان تو و كعبه مسافت بعيد باشد ، نبايد كه بعد مسافت مانع بود تو را از آن كه روى به كعبه كنى .
در هر دو حال و بر هر دو وجه روى به كعبه آر ، و چون چنين باشد و فايده و موضع مختلف بود تكرار نباشد .
و ابو مسلم مىگويد : چون غرض مختلف شد تكرار نباشد ، نبينى كه در آيت اوّل بيان فرمود كه : روى به اين قبله كردن هر كجا باشى حقّ است و از ( 2 ) فرمان خداست ، و در آيت دوم گفت : اين حقّ كه در آيت اوّل مقرّر شد هر كجا باشى به جاى آر تا كسى را بر تو حجّتى نباشد ، چون مورد و مقصد فايده مختلف شود تكرار نباشد ، و اين هر دو وجه نيكوست .
و اصمّ گفت : مراد به آيت اوّل آن است كه ، هر كجا باشد از بيرون شهر در
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، دب ، آج : كنى / كنيد .
( 2 ) . مج ، وز : آن .