سفر ، و مراد به آيت دوم آن است كه : هر كجا باشد در مدينه به هر بقعه اى و هر سراى و مسجدى ، و اين نيز وجهى قريب است .
و قوله : * ( لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ ) * ، تا مردمان را بر شما حجّتى نباشد ، اقتضا اين ( 1 ) مىكند كه محاجّتى رفته باشد .
حسن بصرى گفت : مراد آن است كه هر كجا باشى روى به كعبه كن تا كسى ( 2 ) بر تو طعنه ( 3 ) نزند ( 4 ) چنان كه مشركان عرب چون روى به بيت المقدّس داشتى ( 5 ) گفتند : رغب عن قبلة ابيه ، از قبلهء ابراهيم پدرش رغبت مىنمايد و بر مىگردد . چون روى با كعبه كردى ( 6 ) گفتند : پشيمانش ( 7 ) شد ، بس بر نيايد كه با دين ما آيد .
قتاده و ربيع گفتند : مراد آن است كه جهودان طعنه زدند چون رسول - عليه السّلام - روى از بيت المقدس به كعبه كرد ، گفتند : اشتاق الرّجل الى قبلة ابيه و الى مولده و مسقط رأسه .
و ابو على مىگويد : مراد آن است [ 169 - ر ] كه هيچ گونه روى از كعبه متاب تا هيچ كس را از مشركان و جهودان و منافقان بر تو زبانى ( 8 ) نباشد ، نگويند كه اين نه از فرمان خدا كرد ، چه اگر از فرمان خدا بودى بر نگشتى از آن . و قوله : « لئلَّا » تقدير آن است كه : « لان لا ، « لام » « كى » ( 9 ) است دخل على « ان » براى كسره « لام » را « ياء » مفتوحه نوشتند و « نون » در « لام » ادغام كردند ، يا قلب كردند با « لام » و پس ادغام كردند .
و « حجّة » فعلة من الحجّ و هو القصد يعنى ، القصد الى البيان و الايضاح ، و از اين جا ، ره روشن را محجّة خوانند ، و محاجّه ( 10 ) مجادله را از اين جا گويند كه هر يكى از متجادلين قصد صاحبش بود ( 11 ) به ابطال حجّت او . * ( إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ) * ، علما
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اقتضاى آن .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 3 ) . مج ، وز : طعنى .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نرسد .
( 5 ) . داشتى / داشتيد .
( 6 ) . كردى / كرديد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كرد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : پشيمان .
( 8 ) . دب ، مب : زيادتى .
( 9 ) . اساس : لى ، دب ، مب : يكى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ( لام كى يا لام علَّت ) .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : كند .