قوله : * ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * ، احبار جهودان را خواست و علماى ترسايان را .
مفسّران خلاف كردند در آن كه « ها » ى « يعرفونه » ، اين ضمير راجع است با كه . قتاده و ربيع و سدّي و ابن زيد گفتند : راجع با امر قبله يا با مسجد الحرام ، يعنى ايشان مىدانند كه مسجد الحرام قبلهء انبيا بوده است پيش از اين .
و ديگر مفسّران گفتند : ضمير راجع است با محمّد - صلَّى اللَّه عليه و إله - و اين اختيار اصمّ است و ابو على و ابو مسلم بن بحر ، كما قال ( 1 ) تعالى : يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَالإِنْجِيلِ ( 2 ) . . . ، گفت : اينان كه اهل كتابند ، علماى ايشان محمّد مصطفى را چنان شناسند كه فرزندان خود را . اكنون خلاف كردند ، بعضى گفتند : مراد اعيان ايشان است ، يعنى عين او به نعت و صفت ، و آن كه پيغامبر آخر [ زمان است ] ( 3 ) چنان شناسند كه اعيان فرزندان خود [ را ] ( 4 ) و اين قول بهتر است براى آن كه ظاهر بر وفق اين است .
و قوّت اين قول آن است كه يكى از جملهء صحابه روايت مىكند كه : من خواستم ( 5 ) كه مصداق اين آيت بدانم . عبد اللَّه سلام را گفتم : شما در كتاب خود اين پيغامبر ما را شناسى ؟ گفت : و اللَّه كه من او را بهتر شناسم از پسر خود كه در ميان كودكان بازى مىكند . من عجب داشتم از موافقت تشبيه او با تشبيهى كه خداى تعالى كرد در آيت در باب معرفت رسول .
قول ديگر گفتند : مراد آن است كه ما او را به پيغامبرى شناسيم چنان كه پسران خود را به بنوّت شناسيم .
و گفتند : قوّت اين قول آن است كه عبد اللَّه سلام را گفتند : تو اين محمّد را شناسى ؟ گفت : او را بهتر شناسم از آن كه پسر خود را ، براى آن كه در شناخت او شكّى نيست مرا ، و لكن در پسر خود قاطع نباشم و ايمن از آن كه كار زنان ندانم چگونه باشد ! و بگفتيم كه : قول اوّل درستتر است براى ظاهر را ، و براى آن كه حق تعالى اين تشبيه بر سبيل مبالغت كرد . و دگر آن كه : اين جا معرفت حاصل است ، و آن جا معرفت و علم حاصل نباشد [ 167 - ر ] .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر اللَّه .
( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 157 .
( 4 - 3 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىخواستم .