است ، پس بر سبيل تهديد گفت : خداى تعالى غافل نيست از آنچه ايشان مىكنند .
قوله : * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ) * ، سبب نزول آيت آن بود كه جهودان گفتند : اگر محمّد آيتى و معجزه اى آوردى ما را چنان كه پيغامبران مقدّم را بوده است ، ما به دو ايمان آوردمانى . حق تعالى به اين آيت تكذيب ايشان كرد و گفت : [ 165 - پ ] دروغ مىگويند كه اگر هر آيت كه در مقدور هست مثلا تو به ايشان برى ، به تو ايمان نيارند و متابعت قبلهء تو نكنند . و اگر ايشان از تو توقّع مىكنند كه تو بر مسامحت متابعت قبلهء ايشان كنى ، بگو : تا اين طمع ندارند كه تو نيز اين نكنى ، و هيچ كس از شما كه مسلمانى و از ايشان كه اهل كتابند از جهودان و ترسايان ، متابعت قبلهء يكديگر نكنند ، چه ( 1 ) قبلهء مسلمانان كعبه است ، و قبلهء جهودان بيت المقدّس است ، و قبلهء ترسايان مشرق است . * ( وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ ) * ، گفتند :
سبب نزولش آن بود كه جهودان بر سبيل مكر و خديعت گفتند : اگر محمّد در بعضى امور مساعدت ما كردى و با ما بساختى ، ما به او ايمان آوردمانى ( 2 ) . و رسول - عليه السّلام - براى طمع در ايمان ايشان تمنّا كرد كه كاشك تا خداى دستورى دادى در بعضى مساعدت و ملاينت .
حق تعالى آيت فرستاد به تكذيب ايشان ، و رسول را خبر داد از خبث سريرت ايشان و آن كه ايشان اين سخن از سر مكر و خديعت مىگويند ، گفت : اگر تو متابعت هواى ايشان كنى پس از آن كه علم و حجّت و بيّنت و كتاب به تو آمد ، و تو حقّى ( 3 ) دين خود و بطلان دين و قول ايشان بشناختى ، پس تو از جملهء ظالمان باشى .
بعضى دگر گفتند : خطاب با رسول است و مراد امّت ، چنان كه گفت : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ . ( 4 )
و بعضى دگر گفتند : اين شرطى است كه خداى تعالى دانست كه در وجود نيايد ، چنان كه گفت : لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ( 5 ) . . . ، و زجّاج و اخفش گفتند :
كه « لام » در اين دو جايگاه في قوله : * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ ) * ، * ( وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ ) * ، جواب قسمى
هامش
( 1 ) . لب ، فق ، مب ، مر : چون .
( 2 ) . مج : آوردمى ، وز ، لب ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : آوردمى .
( 3 ) . دب ، فق ، مب ، مر : حقيقت ، آج ، لب و .
( 4 ) . سورهء طلاق ( 65 ) آيهء 1 .
( 5 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 65 .