و ابو العاليه گفت : تلقاءه ، برابرش . و ابو على گفت : وسطه . روى به ميان مسجد آر ، گفت براى آن كه : شطر الشّىء نصفه باشد ، شطر نيمه بود و چون يك نيمه با يك جانب گذارد و يك نيمه با يك جانب ، روى به ميانه باشد ، و اگر چه ( 1 ) اين در تازى وجهى دارد ، اين چون حرجى ( 2 ) باشد .
و دگر آن كه : اتّفاق مسلمانان است كه اگر روى به جانبى كند از جوانب ، و اگر همه طرفى و كنارى باشد نمازش درست بود .
اكنون بدان كه : تعيين قبله مختلف است به اختلاف احوال حاضران . كعبه قبلهء آن كس است كه او در مسجد الحرام باشد ، و مسجد قبلهء آن كس است كه بيرون مسجد بود در حرم ، و حرم قبلهء آن كس است كه بيرون حرم بود از ( 3 ) چهار جانب . و اهل عراق روى به ركن عراقى كنند ، و اهل يمن روى به ركن يمانى كنند ، و اهل شام روى به ركن شامى كنند ، و اهل غرب [ 165 - ر ] روى به ركن غربى كنند ، اين مذهب ماست . و جملهء فقيهان مخالفند ما را .
اصحاب شافعى را خلاف است در آن كه روى به عين كعبه بايد كردن يا به جهت كعبه . بعضى اصحاب او را مذهب آن است كه : روى به عين كعبه بايد كردن ، و بعضى را مذهب آن است كه : روى به جهت كعبه بايد كردن ، و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحاب او .
و بنزديك ما اهل عراق را تياسرى بايد كردن اندك ، و هيچ فقيه را اين مذهب نيست مگر كه ابو يوسف در كتاب الزّوال بياورد كه : حمّاد بن زيد را مذهب آن است كه اهل بصره را تياسر بايد كردن ، و قوله : * ( وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه ) * ، و هر كجا باشى روى به جانب او كنى .
البراء بن عازب گويد : آيت قبله آمد ، ما روى به بيت المقدّس داشتيم ، در ركوع بوديم ، رسول - عليه السّلام - برگرديد ، و ما برگرديديم و روى به كعبه كرديم .
و راوى خبر گويد : ما در نماز بوديم ، مردى بر ( 4 ) آمد و گفت ( 5 ) : روى به كعبه
هامش
( 1 ) . مر همه .
( 2 ) . مج : جرحى ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حشوى .
( 3 ) . دب ، آج ، فق ، مب ، مر : و حرم قبلهء آن است كه در بيرون بود از حرم از .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر به آواز كه .