تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ايستاد ، و دو ركعت نماز پيشين بكرد . جبريل آمد و آيت آورد : * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * ، و رسول را فرمود ( 1 ) تا روى به كعبه كرد در آن دو ركعت كه مانده بود . اى محمّد ما مىبينيم گردانيدن روى تو در آسمان ، تو روى مىگردان كه بر متابعت رضاى تو قبله مىگردانيم . * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ ) * ، اى لنحوّلنّك ( 2 ) الى قبلة ، برگردانيم تو را با قبله اى كه تو خواهى و پسندى ، اين قول مجاهد و ابن زيد است . عبد اللَّه عبّاس و جماعتى دگر گفتند ( 3 ) ، جهودان مدينه گفتند : محمّد و اصحاب او قبله نشناختند تا ما هدايت كرديم ايشان را . رسول را - عليه السّلام - اين سخت آمد ، از خداى درخواست تا قبله بگردانيد ، و لا بدّ رسول - عليه السّلام - اين دعا به دستورى كرده باشد ، چه او داند كه آنچه خداى فرمايد صلاح او و صلاح مكلَّفان در آن باشد ، و اگر چه از روى ميل طبع او را موافق نباشد . حسن بصرى گويد : خداى تعالى پيش از آن رسول را - عليه السّلام - وعده داده بود كه من قبله بخواهم گردانيدن از بيت المقدّس ، و نگفته ( 4 ) كه به كدام ( 5 ) جانب . چون جهودان زبان طعن دراز كردند ، حق تعالى گفت : اكنون دعا كن تا من اجابت كنم . او گفت : بار خدايا ! كعبه قبلهء پدرم است ابراهيم ، اگر صلاح دانى ( 6 ) . حق تعالى گفت : * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * . و اصمّ گفت : معنى روى در آسمان گردانيدن آن است كه خداى وحى كرد به رسول - عليه السّلام - و گفت : من توجّه به بيت المقدّس منسوخ كردم ، و هنوز وقت نماز نبود ، و نگفت روى به كعبه كن . چون وقت نماز در آمد رسول - عليه السّلام - روى در آسمان مىگردانيد انتظارا للوحى ، تا وحى آمد كه دانست كه نماز درست نباشد بى قبله ، تا وحى آمد كه : * ( فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ، ) * [ 164 - پ ] تا بدانى كه تأخير البيان عن وقت الخطاب روا باشد ، عن وقت الحاجة روا نباشد ، نگاه كن به قول اصمّ و حسن بصرى ، و هر دو معتزلىاند ، و
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه قبله بگردان . ( 2 ) . دب ، مر : فلنحوّلنك ، آج ، لب ، فق ، مب : و لنحوّلنك . ( 3 ) . آج ، لب ، فق كه . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : نگفت . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : از كدام . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر همان قبلهء ما باشد .