كيست كه تبع تو خواهد بودن ، از آن كه بر خواهد گشتن ، يعنى تا فرق بدانيم ميان دوست و دشمن و موافق و منافق ، و اين بر عالم الذّات روا نباشد .
جواب از اين آن است كه : اين آيت جارى مجراى آياتى است كه متضمّن است لفظ ابتلا و امتحان را ، نحو قوله تعالى : الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ( 1 ) . . . ، و قوله : وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ ( 2 ) ، و در سورة الكهف : لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ( 3 ) ، و هم در اين سورت : ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً ( 4 ) ، و امثال اين آيات بسيار است . و جواب از همه يكى بود ، و آن آن است كه : خداى تعالى صورت تكليف صورت امتحان و آزمايش نهاد و با مكلَّفان معاملهء آنان كرد كه كسى را آزمايد كه چيزى نداند تا بدان آزمايش بداند . چون صورت اين بود ، و اگر چه معنى نه اين بود حق تعالى در اين مورد و به اين لفظ بياورد ، اين وجهى است .
و وجهى ديگر آن است كه : مراد به لفظ ( 5 ) ، اختبار و امتحان است ، و آن را علم خواند براى آن كه در شاهد سبب علم باشد و عند آن علم حاصل شود يكى را از ما ، پس بر سبيل توسّع [ 162 - پ ] او را به جاى آن بنهاد ، و معنى راجع بود عند تحقيق با جواب اوّل .
وجهى ديگر آن است كه : الَّا لعلمنا ، الَّا براى آن كه ما دانستيم كه كيست كه متابعت رسول كند از سر ( 6 ) ايمان ، و كيست كه در آن منافق باشد پس مرتد شود ، و معنى آن بود كه : در سابق علم ما رفته بود كه تحويل قبله سبب هدايت قومى باشد و سبب ضلالت قومى ، و عرب لفظ مستقبل به جاى ماضى بنهد ، چنان كه گفت : فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّه ( 7 ) . . . ، و المعنى فلم قتلتم انبياء اللَّه ، براى آن كه در عهد رسول پيغامبرانى نبودند كه جهودان ايشان را بكشتندى ، و چنان كه گفتيم از قول شاعر :
فلقد ( 8 ) يكون أخادم و ذبائح
هامش
( 1 ) . سورهء ملك ( 67 ) آيهء 2 .
( 2 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) آيهء 3 .
( 3 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 7 .
( 4 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 12 .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها علم .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : پس .
( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 91 .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : و لقد .