بيت المقدّس مىكرد به روايت براء بن عازب و به روايت عبد اللَّه عبّاس هفده ماه ، و به روايت سدّى هژده ماه ، و به روايت انس نوزده ماه ، و به روايت معاذ جبل سيزده ماه . چون رسول - عليه السّلام ( 1 ) در مدينه به فرمان خداى تعالى روى به بيت المقدّس مىكرد در نماز ، و پيش از آن به مكّه روى به كعبه كردى ، جهودان به آن شادمانه بودند ( 2 ) و خويشتن را در آن تشريفى مىشناختند و به رسول - عليه السّلام - تقرّبى مىكردند . رسول - عليه السّلام - طمع به ايمان ايشان در بست خداى تعالى قبله بگردانيد تا رسول - عليه السّلام - و صحابه - رضى اللَّه عنهم - بدانستند [ 162 - ر ] كه آن موافقت جهودان نه از آن بود كه خيرى در دل داشتند . چون قبله با كعبه افتاد ، جهودان كه تقرّب مىكردند ، برگشتند و دشمنى و تبرّا آشكارا كردند ، خداى تعالى براى اين گفت : * ( إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه ) * ، و اين وجهى است در غرض خداى تعالى در قبله بگردانيدن ، و اين وجهى معتمد است ، و ظاهر قرآن بر اين دليل مىكند .
بعضى دگر گفتند : جهودان مىگفتند : محمّد به دين ما نزديك است ، نبينى كه روى به قبلهء ما مىكند ، ممكن هست كه با دين ما آيد . احبار و رؤسا مىگفتند عوامّ را ، حق تعالى قبله بگردانيد تا طمع ايشان منقطع شد و نيز ايهام نكنند بر عوامّ .
بعضى دگر گفتند : رسول - عليه السّلام - در مدينه روى به بيت المقدّس مىكرد ، و در دلش آن بود كه مىخواست كه روى به كعبه كند كه قبلهء پدرش بود ابراهيم - عليه السّلام - براى اين گفت قديم - جلّ جلاله : * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ) * ( 3 ) * ( ) * ، براى رضاى او به شرط آن كه رضاى او موافق مصلحت شرعى بود قبله بگردانيد ، و اين وجه هم قريب است ، چه قرآن به آن ناطق است . و اگر اين اسباب جمع باشد روا بود ، براى آن كه از ميان ايشان تنافيى ( 4 ) نيست كه منع كند از جمع ميان ايشان .
اكنون ظاهر آيت آن است كه : ما قبله براى آن بگردانيديم ( 5 ) تا بدانيم كه
هامش
( 2 - 1 ) . اساس : عبارت : « در مدينه به فرمان خداى - الى به آن شادمانه بودند » را در سطور بالا پس از « بيت المقدس مىكردند . چون رسول عليه السّلام » تكرار كرده است ، با توجه به مج حذف شد .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 144 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : تنافى .
( 5 ) . مج ، بگردانيم .