الى ما لا يحصى كثرة .
و گفتهاند : وسط براى آن خواند اينان را كه ، قول ايشان در پيغامبران به حدّ غلوّ نيست چون قول ترسايان در مسيح ، و به حدّ تقصير نيست چون قول جهودان . آنگه بيان كرد كه من تعديل اينان براى آن كردم تا گواه باشند بر مردمان .
خلاف كردند كه اين چه گواى ( 1 ) است ؟ و چگونه گواى ( 2 ) دهند ؟ و كجا گواهى دهند ؟
عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ربيع گفتند : گواه پيغامبران باشند در قيامت بر تبليغ رسالت خداى - عزّ و جلّ - و اين قول روايت مىكند جابر عبد اللَّه انصارى از رسول - صلَّى اللَّه عليه و إله - كه گفت : من و امّتم فردا ( 3 ) قيامت بر پشته اى بلند باشيم چنان كه اهل عرصات فرود ما باشند ، و هيچ امّت نباشد و الَّا تمنّا كند كه از ما باشد ، و هيچ پيغامبر نبود كه امّت او او را تكذيب كنند و الَّا ما براى او گواهى دهيم ، ايشان گويند : شما اين گواى ( 4 ) چگونه مىدهى ؟ و شما در عصر ما نبودى ؟ گويند : ما از پيغامبر خود شنيديم ، و او را باور داشتيم .
و بعضى دگر گفتند : گواهان باشند [ 160 - پ ] در دنيا در دين من براى آن كه من ( 5 ) اجماع ايشان حجّت كردم ، و اين قول نيز دليل است بر آن كه مراد معصومانند ، براى آن كه اجماع كه حجّت است براى آن حجّت است در هر عصرى كه قول معصوم از او خارج نيست ، چنان كه در جاى خود بيايد تفصيلش - ان شاء اللَّه ( 6 ) .
قولى ديگر آن است كه : گواهانند هم در دنيا هم در آخرت ، و اين عامتر است حملش بر اين كردن اوليتر بود .
و بعضى اختيار اجماع كردند و گفتند : به آن مميّز و مفضّلند بر ساير امم ، و آنچه ما گفتيم اوليتر است براى آن كه « على النّاس » گفت ، اگر « للنّاس » گفتى ، آن معنى دادى . دگر به قرينهء آن كه گفت : * ( وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً ) * ، و شهد عليه نقيض شهد له باشد ، و از اين عذر خواستند به آن كه چون قول ايشان در دين حجّت خواهد بودن ، به مثابت حكم باشد بر ايشان ، همچنان كه قول رسول
هامش
( 4 - 2 - 1 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فرداى .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر به .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر تعالى .