ابو سلمان ( 1 ) گفت : مرائى را سه علامت بود : در خلوت كسلان بود ، و در ميان مردم بنشاط بود بر عمل ، و چون مدحش كنند در عمل بيفزايد .
قوله : * ( أَمْ تَقُولُونَ ) * ، ابن عامر و حمزه و كسائى و خلف به « تا » خوانند على الخطاب ، و باقى قرّاء به « يا » على الخبر عن الغائب . ام يقولون ، يا ( 2 ) مىگويند ، يعنى جهودان و ترسايان ، به قراءت آن كه به « يا » خواند . و آن كس كه به « تا » خواند ، خطاب هم با ايشان است ، يا مىگويى كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان يعقوب جهود بودند يا ترسا . و همچنان كه بيان كرديم خبر از هر دو گروه درهم پيخته ( 3 ) است ، و تفصيل آن كه جهودان گفتند : اينان جهودان بودند ، و ترسايان گفتند : ترسا بودند . و « ام » معادل است همزه استفهام را في قوله : * ( قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّه . . . ) * ، * ( أَمْ تَقُولُونَ ) * ، تو جواب ده اى محمّد : * ( قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّه ) * ، بگو شما عالمترى ( 4 ) به احوال و اديان ايشان يا خداى ! و اگر چنان است كه قول شما در حقّ ايشان از حوالت جهودى و ترسايى بر ايشان درست است ، خداى چنان دانسته باشد ، و اگر بنگويد ( 5 ) گواى ( 6 ) پنهان كرده باشد ( 7 ) و اگر گواى ( 8 ) كه داند پنهان كند از او ظالمتر كه باشد ، ؟ يعنى كس نباشد از او ظالمتر . و « من » استفهامى است ، « اظلم » افعل تفضيل است ، و در اين آيت دليل است بر آن كه قبيح از قديم تعالى قبيحتر باشد ، چون عالمى و استغنا در حقّ او بليغتر است ، خلاف آن كه مجبّران گفتند :
قبيح از ما قبيح باشد از خداى تعالى قبيح نباشد ، براى آن كه مورد آيت آن است كه :
آن كس كه گواى ( 9 ) داند و پنهان كند ظالم باشد ، و اگر خداى تعالى كند ظالمتر باشد - تعالى عن ذلك علوّا كبيرا .
* ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ ) * ، اين « با » در خبر « ما » ى نافيه و در خبر ليس شود براى تأكيد نفى را ، تقول : ما زيد بمنطلق ، و مرجع غفلت با نفى علم باشد . * ( عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * ، به
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ابو سليمان .
( 2 ) . اساس : آيا ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . فق ، مب ، مر : بيخته .
( 4 ) . مر : داناترى .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نگوييد .
( 9 - 6 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كرده باشيد .
( 8 ) . مر : و اگر هر كه گواهى داند و .