مفعول باشد : « كاف » مفعول اوّل است ، و « هم » مفعول دوم ( 1 ) ، يقال : كفيته المهمّ و همچونين كرد كه گفت . كار جهودان بنى النّضير كفايت كرد به جلا و نفى ، و كار جهودان بنى قريظه كفايت كرد به قتل و سبى ، و كار ترسايان نجران كفايت كرد به جزيت و مذلَّت . * ( وَهُوَ السَّمِيعُ ) * ( 2 ) لأقوالهم ، * ( الْعَلِيمُ ) * باحوالهم .
* ( صِبْغَةَ اللَّه ) * ، ابو العاليه گفت : دين اللَّه . مجاهد گفت : اسلام است . عبد اللَّه عبّاس گفت : ترسايان را چون فرزندى آمدى ، روز هفتم ، او را به آبى بردندى كه آن را عموديّه گفتندى ، و او را به آن آب بشستندى و گفتندى : صبغناه به ، ما او را به اين آب بشستيم تا دينى دگر نگيرد جز ترسايى ، و اين به جاى ختان داشتند . خداى تعالى بر ايشان ردّ كرد به عبارت ايشان ، گفت : اين دين كه خداى رنگ كرده است بهتر است .
بهرى دگر از مفسّران گفتند : جهودان را عادت بودى كه چون ايشان را مولودى بودى ( 3 ) رنگى در او ماليدندى ، و ترسايان نيز رنگى به خلاف رنگ جهودان در مولود ماليدندى ، و آن چون شعارى بودى ايشان را ، حق تعالى گفت : شعار مسلمانى كه بر رنگ اصل خلقت باشد خدا ( 4 ) آفريد ( 5 ) ، آن بهتر باشد .
بهرى ديگر از علما گفتند : حق تعالى دين را براى آن صبغت خواند كه دين را اثرى و علامتى بود ، چنان كه رنگ را .
ابن كيسان گفت : « صبغة اللَّه » ، اى قبلة اللَّه ، بعضى دگر گفتند : حجّة اللَّه .
زجّاج و ابو عبيده گفتند : خلقة اللَّه ، و معنى آن است كه : خداى تعالى خلقان را بر فطرت اسلام آفريد ، بيانش : فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ( 6 ) . . . ، و بر اين معنى است
قول رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله : كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه و ينصّرانه ،
گفت : هر مولود كه بزايد بر فطرت اسلام ، مادر و پدر او را ( 7 ) جهود يا ترسا كنند .
هامش
( 1 ) . مب ، مر : دويم .
( 2 ) . مر العليم السّميع .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : آمدى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كه خدا .
( 5 ) . مر : آن را آفريد .
( 6 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 30 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها يا .