تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و * ( أُوتِيَ ) * ، اعطى من الايتاء و هو الاعطاء ، و مراد به آنچه ايشان را دادند ، اعنى موسى و عيسى را توريت و انجيل است . * ( وَما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ ) * ، و آنچه پيغامبران را دادند از خداى ايشان از كتابها و شرايع . * ( لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ) * ، ما از ميان ايشان فرق نكنيم در باب پيغامبرى و راست گويى و حقّى آنچه از خداى تعالى آوردند ، و مراد نه آن است كه تفضيل ننهيم بعضى را بر بعضى ، بل مراد آن است كه در باب ايمان فرق نكنيم ، چنان كه شما كه جهودانى ( 1 ) كردى و گفتى ، نؤمن ببعض و نكفر ببعض . * ( وَنَحْنُ لَه مُسْلِمُونَ ) * ، و ما او را مستسلم و منقاديم ، يعنى خداى را - جلّ جلاله . و ابو مسلم گفت : روا باشد كه ضمير عايد باشد با جملهء آنچه در مقدّمه رفت ، آنگه ضمير را براى آن تذكير كرد كه آن خواست ، و نحن لذلك . سفيان ثورى را گفتند : مرد ، كى مسلمان باشد ؟ گفت : آنگه كه چون از او پرسند [ 155 - ر ] كه به چه ايمان دارى ؟ بگويد كه : امنت باللَّه ، * ( وَما أُنْزِلَ إِلَيْنا ) * - الى قوله : * ( وَنَحْنُ لَه مُسْلِمُونَ ) * ، و اين آيت برخواند . * ( فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِه فَقَدِ اهْتَدَوْا ) * ، سبب نزول اين آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السّلام - آيت مقدّم بر جهودان و ترسايان خواند ، چون به ذكر عيسى رسيد جهودان را خوش نيامد و ترسايان ( 2 ) نيز ، گفتند : حكم عيسى ديگر است ، او پيغامبرى نبود چون ديگر پيغامبران ، بل پسر خدا بود - تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر جهودان و ترسايان ايمان آرند به مانند آنچه شما ايمان دارى ، مهتدىاند و راه راست يافته ( 3 ) . عبد اللَّه عبّاس گفت : « مثل » زيادت است ، و در قراءت او چنين است : « فان امنوا بما امنتم به » ، گفت : ايمان به خداست ، و خداى را مثل نيست . گفت ، و مانند اين آن است كه گفت ( 4 ) : لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ( 5 ) ، و المعنى : ليس كهو ( 6 ) ، و مانند اين قول شاعر است :
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : جهودى . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : يافته‌اند ، مر : يافتند . ( 4 ) . وز : ندارد . ( 5 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 11 . ( 6 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : كهود .