سبب نزول آيت آن بود كه : جهودان دعوى كردند كه يعقوب آن روز كه او را وفات رسيد ، فرزندان را به جهودى وصايت كرد ، حق تعالى رد كرد بر ايشان ، گفت :
* ( أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ ) * ، شما حاضر بودى كه يعقوب را اجل حاضر آمد ؟
كلبى گفت : سبب وصايت يعقوب آن بود كه او در مصر شد ، اهل مصر بعضى بت پرست بودند و بعضى آتش پرست ، گفت : نبادا ( 1 ) كه فرزندان او به آن ميل كنند ، نزديك مرگ ايشان را حاضر كرد و گفت : * ( ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي ) * ، عطا گفت : خداى تعالى يعقوب را مخيّر بكرد از ميان مرگ و زندگانى و با همهء پيغامبران همچنان كرد .
يعقوب اختيار مرگ كرد و گفت : چندان مهلت مىخواهم تا وصيّت كنم . آنگه بيامد و فرزندان را جمع كرد و گفت : * ( ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي ) * . « ام » بيان كرديم كه معادل همزهء استفهام بود . اگر گويند : اين جا با چه معادله مىكند جواب آن است كه گوييم : يك وجه آن است كه بيان كرديم پيش از اين كه « ميم » صله است ، و معنى آن است كه : اكنتم شهداء .
وجهى ديگر آن است كه : معادل استفهامى است در كلام مضمر و محذوف ، و تقدير آن است كه : اقلتم ذلك تخرّصا و افكا ام كنتم شهداء ، اين دروغى است كه مىگويى ! يا ( 2 ) حاضر بودى آن جا كه يعقوب را مرگ حاضر آمد و وصايت كرد . و « ما » استفهاميّه است . * ( مِنْ بَعْدِي ) * ، اى من بعد موتي ، و بر قول اوّل خطاب با جهودان است ، و بر قول ديگر مفسّران خطاب با صحابه رسول است ، ايشان جواب دادند كه :
* ( نَعْبُدُ إِلهَكَ ) * ، ما خداى تو را پرستيم . * ( وَإِله آبائِكَ ) * ، و خداى پدران تو را ، و اين اضافت اختصاص باشد از دو وجه :
يكى آن كه : خداى كه تو را و ايشان را به پيغامبرى بفرستاد ، پس اين وجه اختصاص دارد به ايشان دون ديگران .
و وجهى ديگر آن كه : خداى كه تو و پدران تو او را پرستيدى ( 3 ) و خلقان بر ضلالت و عبادت اصنام و جز آن از طواغيت بودند .
هامش
( 1 ) . مب : مبادا .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، مب ، مر ، فق : شما .
( 3 ) . دب ، آج ، فق ، مب ، مر : پرستيدندى ، لب : پرستدندى .