عيص بار بنهاد و يعقوب بر اثر او ، قابضا على عقبه ( 1 ) ، پاشنه او در دست گرفته .
و گفتند : يعقوبش براى آن خواندند كه عقبش بسيار بود ، و او را دوازده پسر بودند ( 2 ) : روبيل و او فرزند مهين ( 3 ) بود ، و شمعون و لاوا ( 4 ) ، و يهودا ، و ريالون ، يسجر ، و دان ، و تقتالى ( 5 ) ، و جاد و اشر ، و يوسف و بنيامين .
* ( يا بَنِيَّ ) * ، و اين جا نيز « قال » محذوف است ، قال يا بنىّ با « ان » و تقدير چنان كه : ان يا بنىّ ، و در مصحف ابىّ و عبد اللَّه مسعود « ان » نوشته است . و گفتند : « انّ » مضمر است في قوله : يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ( 6 ) . . . ، و كذا في قوله : وَعَدَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ( 7 ) ، اى انّ لهم مغفرة ، قال الشّاعر :
انّي سأبدي لك فيما ابدي
لى شجنان شجن بنجد
و شجن لي ببلاد الهند [ 152 - پ ]
و تقدير آن است كه : انّ لي شجنين .
* ( إِنَّ اللَّه اصْطَفى ) * ، « انّ » براى تقدير قول است - چنان كه بيان كرديم - چه از پس قول « انّ » باشد ، و آن كس كه به جاى « قال » ، « ان » تقدير كند گويد در ندا معنى قول باشد ، يعنى في قوله ! « يا بنىّ » براى آن كه ندا قول باشد با رفع صوت ، اى ، اختار .
* ( لَكُمُ الدِّينَ ) * ، خداى تعالى براى شما دين مسلمانى اختيار كرد . * ( فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * ، در ظاهر نهى ( 8 ) تعلَّق به مرگ دارد ، و مرگ از فعل و اختيار ايشان نباشد ، و لكن به معنى نهى از مخالفت اسلام است براى آن كه « الَّا » اين جا براى اثبات است بعد نفى ، و « واو » حال راست ، يعنى نبادا كه مرگ به شما آيد و حال و صفات شما جز مسلمانى بود ، يعنى مادام بايد تا بر مسلمانى باشى تا چون مرگ به شما رسد بر هر حال از احوال شما را بر مسلمانى يابد ( 9 ) ، و اين از جمله كلام فصيح
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عقبيه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بود .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مهتر .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : لاوى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : يقتالى .
( 6 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 11 .
( 7 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 9 .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نفى .
( 9 ) . لب ، مب : بايد .