ابراهيم مسلمان ( 1 ) ، و نبود از انبازگويان .
بگوييد : ايمان آورديم به خداى و آنچه فرستادند به ما و آنچه فرستادند به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او ، و آنچه دادند موسى و عيسى را ، و آنچه دادند پيغامبران را از خداى ايشان ، جدا نكنيم ميان يكى از ايشان ، و ما او را مسلمانايم .
اگر ايمان آرند به مانند آن كه ايمان آوردى به آن ، راه يافتند ، و اگر برگردند ايشان در خلافاند . كفايت كند تو را ايشان ( 2 ) خداى ، و او شنوا و داناست [ 151 - ر ] .
دين خدا و كيست نكوتر از خدا به دين ، و ما او را پرستندهايم .
بگو خصومت مىكنى با ما در خدا ، و او خداى ماست و خداى شما ، و ما راست كردار ما ، و شما راست كردار شما ، و ما او راييم خالص كننده عملها ( 3 ) .
[ 151 - پ ]
يا مىگويى كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او ( 4 ) بودند جهودان و ( 5 ) ترسايان ، بگو شما به دانى ( 6 ) يا خداى ، و كيست بيدادگرتر از آن كه پنهان كند گواهى نزديك او از خدا ، و نيست خداى غافل از آنچه شما مىكنى .
هامش
( 1 ) . اساس كلمهء « ضيفا » را به معنى مسلمان آورده است .
( 2 ) . مج را .
( 3 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : عمل .
( 4 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : يعقوب .
( 5 ) . مج ، وز : يا .
( 6 ) . مج ، وز : بدانى .