انّي عند اللَّه ( 1 ) لخاتم النّبيّين و انّ آدم ليتجدّل ( 2 ) في طينته و سوف أنبّئكم بتأويل ذلك انا دعوة ابي ابرهيم و بشرى ( 3 ) عيسى و رؤيا امّي [ انّه ] ( 4 ) خرج منها نور اضاءت به قصور الشّام
گفت : من بنزديك خداى [ 149 - ر ] خاتم پيغمبران بودم - عليهم السّلام - و آدم به خاك خلقت خود خاك آلود بود ، و شما را خبر دهم به تأويل آن ، من به دعاى پدرم ابراهيم و بشارت عيسى و خواب مادرم كه در خواب ديد كه نورى از وى جدا شد كه قصور شام به آن روشن شد .
و دليل بر آن كه مراد به اين پيغمبر رسول ماست - صلَّى اللَّه عليه و آله - آن است كه : اين دعا در مكّه رفت ، و مراد به « فيهم » عرب است ، و به « منهم » همچونين .
خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد و پيغامبرى را بفرستاد از عرب از معروفتر قبيله اى ، و در ميان ايشان زاده و پرورده ، كه او را شناختند ، و نفس و نسبت ( 5 ) او دانستند تا به قبول قول او نزديكتر باشند ( 6 ) . * ( يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ ) * ، آيات تو بر ايشان خواند ، يعنى از قرآن ، و ايشان را حكمت آموزد يعنى شريعت و گفتهاند : تأويل متشابه آموزد ايشان را ، و گفتهاند : مراد به حكمت سنّت است .
ابن زيد گفت : علم الدّين ، و اين اقوال متقارب المعنى است . * ( وَيُزَكِّيهِمْ ) * ، ايشان را تزكيه كند ، يعنى استدعا كند ايشان را با كارهايى كه به آن مزكّى و مطهّر شوند ، و ( 7 ) معنى آن است كه : ايشان را پاكيزه بكند از شرك و گناهان .
و گفتهاند كه : چون بر شرايع كار كنند حكم كند ( 8 ) به زكا ( 9 ) و طهارت ايشان ، و ايشان را ازكى ( 10 ) خواند ، و اين جملهء دعاها در حقّ فرزندان خود مىكند كه از نسل اسماعيل باشند . آنگاه در آخر دعا ثنا گفت بر خداى - عزّ و جلّ - گفت : * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ، كه تو خداوندى قادر بر آنچه خواهى ، ممتنع از هر چه نقص باشد . و
هامش
( 1 ) . اساس : به صورت « عبد اللَّه » هم خوانده مىشود ، وز : عبد اللَّه .
( 2 ) . آج ، لمنجدل .
( 3 ) . اساس : در حاشيه افزوده « بشارة » ، مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : بشارة .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 5 ) . مج ، وز ، دب ، مر : نسب .
( 6 ) . دب : بود ، مر : باشد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها گفتهاند .
( 8 ) . دب : كنند .
( 9 ) . آج : زكات .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مر : زكى ، مرا بزرگى .