اوّل نسكنا في يومنا هذا الصّلوة ثمّ الذّبح ، نماز را و ذبح را نسك خواند ، و جملهء افعال حج مناسك باشد ، قال اللَّه تعالى : فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ ( 1 ) .
چون ابراهيم - عليه السّلام - اين دعا كرد ، جبريل آمد - عليه السّلام - و او را مناسك حجّ باز آموخت .
و عبد اللَّه عمر روايت كند از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : جبريل بيامد و دست ابراهيم گرفت و او را به منا برد و آن جا نماز پيشين و ديگر و شام و خفتن و بامداد بكرد ، آنگاه او را به عرفات آورد ، و چون نماز پيشين در آمد ، نماز پيشين و ديگر بكرد ( 2 ) ، و به موقف بداشت او را تا شب در آمد ، و آنگاه او را به مزدلفه آورد و آن جا نماز شام و خفتن بكرد به جمع . و شب آن جا بود ، و بامداد او را به مشعر الحرام آورد و نماز بامداد آن جا بكرد و به موقف بايستاد ، آنگاه او را به منا آورد و رمى بكرد - اعنى سنگ بينداخت و گوسپند بكشت و بفرمود ابراهيم را تا سر بتراشيد . آنگاه از منا بيامد ، خداى تعالى وحى كرد به رسولش كه : أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ( 3 ) .
محمّد بن اسحاق گفت : عبد اللَّه زبير پرسيد از عبيد عمير ليثى : كه ابراهيم مردم را چگونه به حج خواند ؟ گفت : به بام خانه برآمد و روى به يمن كرد و مردم را با خدا و حجّ خانهء خدا خواند ، و جوابش دادند كه : لبّيك لبّيك . آنگه روى به مشرق كرد و همچونين دعوت كرد ، جواب شنيد كه : لبّيك لبّيك . و روى به مغرب كرد همچونين و بخواند و جواب شنيد ، و روى به شام كرد و بخواند و جواب يافت .
آنگاه اسماعيل را و قبيلهء جرهم را حجّ فرمود و مناسك بياموخت و ايشان مصاهران ( 4 ) اسماعيل بودند و اهل حرم بودند ، نماز پيشين [ 148 - پ ] و ديگر و شام ( 5 ) به منا بكرد ، و شب به منا مقام كرد . چون روز شد ، نماز بامداد بگزارد و روى ( 6 ) به نمره آورد و آن جا مقام كرد و قيلوله كرد ، آنگاه به عرفات آمد و نماز پيشين و ديگر آن جا بكرد در مسجد ابراهيم به جمع ، آنگاه به موقف آمد و بايستاد تا آفتاب فروشد . آنگاه از آن جا به مزدلفه آمد و جمع كرد از ميان نماز شام و خفتن آن جا . آنگاه بامداد به
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 196 .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر به جمع .
( 3 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 123 .
( 4 ) . مب : مصاهرون .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها و خفتن .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها عبارت « بگزارد و روى » را : ندارد .