نيست كه من دوستتر دارم از اين جا ، و لكن كافران مرا رها نمىكنند كه اين جا مقام كنم . آنگه گفت : اى بني عبد مناف ! حلال نباشد هيچ كسى ( 1 ) را كه منع كند كسى را كه خواهد كه نماز كند در اين مسجد به شب و به روز .
و در خبر است كه بعضى زنان رسول گفتند : [ 145 - ر ] اگر نه هجرتستى ما از مكّه نرفتمانى هرگز كه هيچ جاى نيست كه آسمان به زمين نزديكتر است از آن كه به مكّه ، و هيچ جاى ماه چنان نكو نبود كه به مكّه ، و دلها به هيچ شهر چنان خوش نبود كه به مكّه .
و هشام بن عروه روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت چون به مدينه خواست آمدن ( 2 ) : بار خدايا ! مدينه دوست داشته گردان بر من چنان كه مكّه ، و هوايش درست كن و برصاع و مدّش بركت كن و تبى ( 3 ) كه آن جاست نقل فرماى با جحفه .
و ابو سلمه ( 4 ) روايت كند كه : روز فتح ( 5 ) رسول - عليه السّلام - بر حجون بيستاد ( 6 ) و گفت : اى مكّه ! تو بهترين زمينهايى كه خداى ( 7 ) آفريد ، و محبوبتر بنزديك خداى ( 8 ) ، و اگر مرا از اين جا بيرون نكردندى من هرگز اختيار مفارقت تو نكردمى . و تو حرميى ( 9 ) محرّم ، كس را هرگز حلال نبوده است الَّا مرا ، و آن نيز يك ساعت پس از آن حرام است تا به قيامت . درختش نبرّند و گياهش نچينند ، و گم شده ايش ( 10 ) كه يابند ( 11 ) برنگيرند مگر براى تعريف . عبّاس گفت : يا رسول اللَّه الَّا اذخر ، كه اذخر بنگزيرد ( 12 ) ما را از آن مرده و زنده . رسول - عليه السّلام - اذخر استثنا كرد و گفت :
الَّا اذخر .
امّا ايمنى او از روى حكم و صورت آن است كه : حق تعالى اهل او را و وحوش و طيور او ايمن كرده است تا كس ايشان را نيازارد و نكشد و صيد نكند ، و كسهايى كه آن جا تعدّى كردند به چه عذابهاى عاجل گرفتار شدند ، چنان كه
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : كس .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج ، وز گفت .
( 3 ) . مج : لب ، فق ، مر : بتى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابو مسلم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج ، وز مكّه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بايستاد .
( 7 ) . مج تعالى تو را .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : خدايى .
( 9 ) . اساس : حرمى اى / حرميى .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز وز : گم شده اش .
( 11 ) . مر : بينند .
( 12 ) . دب ، لب ، فق ، مر : بنگريزد .