به زمين آمد ايمن نبود از شيطان و مكر او ، پناه با خداى داد - عزّ و جلّ . خداى تعالى جماعتى فريشتگان را بفرستاد تا گرد مكّه در آمدند از چهار جانب ، حق تعالى چندان كه فريشتگان ايستاده ( 1 ) بودند حرم كرد .
و در خبر هست كه : ابراهيم - عليه السّلام - بناى خانه تمام كرد . جبريل - عليه السّلام - آمد و ابراهيم را مناسك حجّ و معالم و اركان حجّ باز آموخت ، و او را حدود حرم باز نمود ، و هر كجا در عهد آدم فريشته اى ايستاده ( 2 ) بود فرمود تا علامتى بنهاد و سنگى نصب كرد و به خاك استوار كرد پيرامن او .
و اوّل كس ( 3 ) كه حدود حرم پيدا كرد ابراهيم بود - عليه السّلام . پس همچنان بود تا به روزگار قصىّ ، او تجديد ( 4 ) كرد ، همچنان بود تا قريش در بعضى غزوات بعضى از آن علامات بيفگندند ، رسول را - عليه السّلام - سخت آمد . جبريل - عليه السّلام - آمد و گفت : دل مشغول مدار كه هم ايشان آن علامات ( 5 ) باز جاى ( 6 ) نهند .
آنگه بيامد و در قبايل قريش ندا كرد و گفت : شرم ندارى ؟ خداى تعالى شما را اكرام كرد به اين خانه و اين حرم اكنون علامات و حدود او باطل كردى ، نه اكنون شما را ذليل كنند و بربايند ؟ همه گفتند : [ 144 - پ ] راست مىگويد ، بيامدند و آنچه از آن علامات قلع كرده بودند باز جاى ( 7 ) نهادند و استوار كردند ، جبريل آمد و گفت :
يا رسول اللَّه ! آنچه از حرم و اعلام ( 8 ) قلع كرده بودند به دست خود با جايگاه نهادند .
پيغامبر گفت : ان شاء اللَّه كه راست نهاده باشند . جبريل - عليه السّلام - گفت : هيچ كس از ايشان سنگى بر جاى ننهاد ( 9 ) و الَّا ( 10 ) فريشته اى با او همدست بود تا خطا ننهد و به جاى خود نهد ( 11 ) ، همچنان مىبود تا عام الفتح تميم بن اسد الخزاعىّ مجدّد كرد ، پس از آن در عهد عمر خطَّاب چهار مرد را بفرستاد از قريش تا مجدّد كردند ، و در عهد
هامش
( 1 ) . مج : استاده .
( 2 ) . دب : استاده .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كسى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز فق ، مر : تحديد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اعلام .
( 6 ) . مر : به جاى .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : با جاى .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر او .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ننهادند .
( 10 ) . مر آن كه .
( 11 ) . دب ، مر : نهند .