گفت : عاشق را همان بس كه معشوق بداند كه او بر در سراى او كشته افگنده است .
امّا فضل نماز در مسجد الحرام : رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : نمازى در مسجد من هزار نماز باشد در مسجدهاى ديگر ، مگر مسجد الحرام كه نمازى در او چنان باشد كه صد نماز در مسجد من .
* ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً ) * ، ياد كن اى محمّد چون گفت ابراهيم كه بار خدايا اين شهر مكّه را شهرى ايمن گردان ، و اين دعا ( 1 ) [ 141 - پ ] براى آن كرد كه خداى تعالى اعلام كرده بود او را كه اين شهر مقصد خلقان و بندگان صالح خواهد بودن براى اداى مناسك حجّ و عمره و اعتكاف و عباداتى كه مختص است بدان جا تا دواعى ( 2 ) قوى باشد به حضور آن جايگاه ، و نفسها ساكن به مقام و مجاورت در او ، و دگر آن كه اهل و فرزندان خود را آن جا رها كرده بود ، و آن جا انيسى نبود و جاى خوف بود ، گفت : اين جايگاه شهرى ايمن گردان ، و عرب بيابان را بلد خوانند و اگر چه آبادانى و انيس نباشد ، چنان كه شاعر گفت :
و بلدة ليس بها أنيس
الَّا اليعافير و الَّا العيس
و خايهء شتر مرغ را كه در بيابان دور دست بنهد آن را بيضة البلد گويند . و « آمن ( 3 ) » به معنى مأمون است ، و هذا من باب قولهم : ليل نائم ( 4 ) و نهار صائم ، و بيع رابح و صفقة خاسرة ، و منه قوله تعالى : فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ ( 5 ) . . . براى آن كه معنى آن است كه شبى كه در او بخسپند ( 6 ) و روزى كه در او روزه دارند ، و بيعى كه در او سود كنند ، و دست زدنى كه در او زيان كنند ، و معنى آيت آن است كه : فما ربحوا في تجارتهم ، در بازرگانى سود نكردند يا ( 7 ) « آمن » به جاى ( 8 ) مأمن بود جاى امن ( 9 ) و خداوند امن ( 10 ) ، كما قال : فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 11 ) ، اى ذات رضى ، و كقولهم : امرأة طاهر
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 2 ) . مج : داعى ، دب ، آج : دراعى ، لب : دراعى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ايمن .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : قائم .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 16 .
( 6 ) . مج ، آج : نخسپند .
( 7 ) . اساس : تا ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : به معنى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : امن جاى .
( 10 ) . لب ، فق : آمن .
( 11 ) . سورهء قارعه ( 101 ) آيهء 7 .