تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ( 1 ) . . . ، و اين قصّه تمامى ( 2 ) در اين آيت بيايد - ان شاء اللَّه . چون مدّتى بر آمد و اسماعيل بزرگ شد ، و هاجر فرمان يافت ، و جرهميان آن جا فرود آمدند ، و اسماعيل - عليه السّلام - از ايشان زنى خواست و با خانه برد ، ابراهيم - عليه السّلام - از ساره دستورى خواست تا بيايد و اسماعيل را ببيند . ساره گفت : رواست برو ، به شرط آن كه از اسب فرو نيايى ، و او ندانست كه هاجر مانده نيست . ابراهيم با او شرط كرد و بيامد ، چون برسيد جايى ديد به مردم آبادان و قبيله اى بزرگ ، فرود آمده اسماعيل را خواست . او حاضر نبود و به صيد رفته بود بيرون حرم ، زن اسماعيل از خيمه بيرون آمد و گفت : تو را چه مىبايد ؟ گفت : اسماعيل . گفت : حاضر نيست گفت : هيچ طعامى و شرابى هست ؟ گفت : نيست . گفت : چون اسماعيل باز آيد بگو ( 3 ) كه پيرى بر اين نشان اين جا بود ، تو را سلام مىكند و مىگويد : آستانهء در بگردان كه موافق نيست ، و برفت . چون اسماعيل - عليه السّلام - باز آمد ، بوى ابراهيم شنيد ، گفت : اى زن كسى غريب اين جا حاضر بود ؟ گفت : بلى ، پيرى بر اين نشان و بر اين صفت - كالمستخفّة بشأنه - چون كسى كه استخفاف كند . گفت : چه گفت ؟ گفت : تو را سلام برسانيد ، و گفت اسماعيل را بگو ( 4 ) تا آستانهء در بگرداند كه نيك نيست . گفت : طعامى و شرابى نخواست ؟ گفت : خواست ، من ندادم . گفت : برخيز كه طلاقت دادم برو ، و زنى ديگر كرد . مدّتى ديگر بر آمد ، ابراهيم - عليه السّلام - دستورى خواست از ساره ، دستورى دادش هم بر آن شرط . ابراهيم - عليه السّلام - بيامد ، اتّفاق چنان افتاد كه اسماعيل حاضر نبود . چون به در خيمه رسيد ، زن برون دويد و گفت : اى جوانمرد ! فرود آى كه اسماعيل به صيد است همين ساعت آيد ، تو بياساى تا او آمدن ( 5 ) . گفت ( 6 ) : فرو نمىتوانم آمدن [ 140 - پ ] ، و لكن پيش تو هيچ طعامى و شرابى هست ؟ گفت : بلى ، و بدويد و براى او گوشت و شير آورد . ابراهيم - عليه السّلام - بر پشت اسب از آن
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 37 . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بتمامى . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بگوى . ( 4 ) . دب ، فق ، مر : بگوى . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تا آمدن او . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ابراهيم گفت .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 147 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي