بگذشت با يكى از جمله صحابه ، آن صحابى گفت : يا رسول اللَّه ! اين نه مقام پدر تو است ابراهيم ؟ گفت : بلى . گفت : چرا در نماز روى به او نكنى ؟ گفت : خداى تعالى نفرمود مرا . راوى خبر گويد كه : آن روز به شب نيامد تا آيت آمد كه :
* ( وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى ) * ، و پيغامبر - عليه السّلام - از بيت المقدّس روى با كعبه كرد .
خلاف كردند در مقام ابراهيم . [ 140 - ر ] نخعى گفت : جمله حرم مقام ابراهيم است . يمان گفت : جمله مسجد مقام ابراهيم است . قتاده و مقاتل و سدّى گفتند :
مقام ابراهيم آن جاست كه امروز نماز مىكنند ، اعنى دو ركعت طواف كه پس از ( 1 ) طواف بايد كردن به مقام ابراهيم - و آن جاى معروف است امروز به مقام ابراهيم .
بهرى ( 2 ) دگر گفتند : مقام ابراهيم آن سنگ است كه ابراهيم پاى بر او نهاد ، اثر پايش بر آن جا بماند چون به زيارت اسماعيل رفته ( 3 ) بود ، و قصّهء او آن است كه : چون خداى تعالى ابراهيم را فرمود كه هاجر را و اسماعيل را از پيش ساره ببر كه او را رشكى مىبود ، ابراهيم گفت : بار خدايا ! ايشان را كجا برم ؟ حق تعالى گفت : آن جا كه جبريل تو را ره نمايد . برخاست و ايشان را برگرفت و مىآورد ، و جبريل - عليه السّلام - در پيش او مىرفت ، هر كجا شهرى آبادان و بقعه اى خوش و آبى ( 4 ) و گياهى بود ، او گفتى اينان را اين جا فرود آرم ؟ جبريل گفتى : نه كه فرمان نيست ، تا برسيدند ( 5 ) آن جا كه امروز مسجد الحرام ( 6 ) است به زمين حرم ، و آن جا نه آبى بود و نه گياهى و نه انيسى . جبريل گفت : اينان را آن جا فرود آر كه خداى چنين مىفرمايد و تو برگرد . گفت : اى جبريل ! اين چه جاى است ؟ گفت : اين جاى حرم است ، و خداى را اين جا خانه اى بود محرّم ( 7 ) ، ايشان را آن جا بنهاد و برگرديد و ايشان را تنها رها كرد - هاجر را و اسماعيل را ، طفلى و عورتى ( 8 ) - و به خداى تسليم كرد ايشان را ، چنان كه حق تعالى از او حكايت مىكند :
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه از پس .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بعضى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : شده .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها روان .
( 5 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تا برسيد ، وز : تا .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بيت الحرام .
( 7 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر او .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها را .