تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و امير المؤمنين ( 1 ) - عليه السّلام - مىگويد : لا تتّكل على المنى فانّها بضايع النّوكى گفت ( 2 ) : بر تمنّا اعتماد نكنى كه آن بضاعت احمقان است ، و از اين جا گفت رسول - عليه السّلام - الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنّى على اللَّه ، زيرك آن كس باشد كه حساب خود بكند و براى قيامت عملى كند ، و عاجز آن بود كه نفس را از قفاى هوا ببرد و تمنّا كند بر خدا ، تمنّا بيشتر محال باشد . و گفتند : * ( تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ ) * ، اى أكاذيبهم و أباطيلهم ، و اصل كلمت من منى يمنى باشد اذا قدّر ، قال الشّاعر :
حتّى تبيّن ما يمني لك الماني
اى ما يقدّر لك المقدّر ( 3 ) ، و منه المنيّة للموت ، و اين چنان است كه در عبارت ( 4 ) فارسيان ( 5 ) آيد چون چيزى چنين شنوند از كسى كه سخنى مىگويد بر وفق مراد و هواى خود ، نمىگويم ( 6 ) چه ات ( 7 ) آرزو مىآيد ( 8 ) . گفت ( 9 ) : اين دعوى است ، دعوى را بيّنت و برهان بايد ، * ( قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ ) * . كوفيان گفتند : اصل « هات » آت بوده است اى اعظ ، آنگه همزه را « ها » كردند براى آن كه از يك مخرج بيرون مىآيد ، و آن حلق است كه « ها » و « همزه » از حروف حلقند . و جمع « برهان » ، براهين باشد كقربان و قرابين و سلطان و سلاطين ، گفت : اگر راست مىگوييد ( 10 ) حجّت بياريد كه دعوى بى حجّت پيش نرود .
من ادّعى شيئا بلا شاهد لا بدّ ان تبطل دعواه
آنگه رد كرد بر ايشان و ايشان را تكذيب كرد و گفت : نه چنين است كه شما گفتيد ( 11 ) ، بل هر كه استسلام كند و انقياد نمايد خداى تعالى را و روى خود بسپارد و
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر على . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مر نگر . ( 3 ) . مج ، دب ، مب ، مر : المقدور . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ما . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : پارسيان . ( 6 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، مر : نمىگوييم . ( 7 ) . اساس : چه ئت / چه ات ، چه ايت . ( 8 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : چه آرزويى مىكند ، مر : چه آرزويى مىكنيم . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : آنگه گفت . ( 10 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : مىگويى / مىگوييد . ( 11 ) . آج ، لب ، فق : گفتى / گفتيد .