به پاى داريد نماز را و بدهيد زكات را و آنچه در پيش داريد براى خود از نيكى بيابيد آن را نزديك خداى ، بدرستى كه خداى بدانچه شما كنيد بيناست .
گفتند نشود در بهشت الَّا آن كه باشد جهود يا ترسا آن آرزوهاى ايشان است ، بگو بياريد حجّتتان اگر شما راست همى گوييد ( 1 ) .
آرى آن كس كه بسپارد روى خود خداى را و او نيكوكار بود ، او را بود مزدش بنزديك خدايش ، و ترسى نبود بر ايشان و نه ايشان اندوهگن ( 2 ) شوند .
گفتند جهودان نيستند ترسايان بر چيزى ، و گفتند ترسايان نيستند جهودان بر چيزى ، و ايشان همى خوانند كتاب را ، يعنى توريت و انجيل ، همچنين گفتند آنان كه نمىدانند ( 3 ) مانند گفتار ايشان ، خداى داورى كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه بودند ايشان در آن خلاف مىكنند .
كيست ( 4 ) ظالمتر از آن كس او منع كند مسجدهاى خداى را كه ياد كنند در آن جا نام او ، و سعى كنند در ويرانى آن اينانند كه نبود ايشان را كه در آن جا شوند الَّا ترسان ( 5 ) ، ايشان راست در دنيا هلاكى و ايشان راست در آخرت عذابى بزرگ .
قديم - جلّ جلاله - چون صحابه رسول را و مسلمانان را آنچه مصلحت ( 6 ) ايشان بود
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : راست نگريد .
( 2 ) . مج ، وز : را اندوهى ، آج ، لب ، فق : اندوهگين .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : ندانستند .
( 4 ) . آج ، فق : و كيست .
( 5 ) . آج : از ترسايان ، لب ، فق : ترسايان .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها با اهل كتاب .