تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و امير المؤمنين - عليه السّلام - گفت : الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له گفت : حاسد خشمناك است بر آن كس كه او را گناهى نبود . و در مثل گفته‌اند : « الحسود لا يسود » ، حسود هرگز سيّد نشود . و هيچ چيز نيست كه زيانكارتر بود و سودمندتر از حسد ، اعنى حاسد را و محسود را . امّا حاسد را جگر خورد و امّا محسود را رفعت دهد ، پندارى حاسد را بر گماشته‌اند تا آن كس را كه مردمان ندانند و نشناسند ذكر مىكند و نام او تازه مىدارد ، و نكو گفت ابو تمّام طائي ( 1 ) اين معنى :
و اذا اراد اللَّه نشر فضيلة طويت اتاح لها لسان حسود
لولا اشتعال النّار فيما جاورت ما كان يعرف طيب عرف العود
و ديگرى مىگويد كه بر او حسد برده‌اند ( 2 ) :
انّي حسدت فزاد اللَّه في حسدي لا عشت ما عشت يوما غير محسود
لا يحسد المرء الَّا من فضائله بالفضل و العلم و النّعماء و الجود
و ديگرى گويد :
ان يحسدوني فانّي غير لائمهم قبلي من النّاس اهل الفضل قد حسدوا
فدام لي و لهم ما لي و ما بهم و مات اكثرنا غيظا بما يجد
انا الشّجا وجدوني في حلوقهم لا ارتقى صدرا منها و لا ارد
و از اين جا گفت حق تعالى ( 3 ) - جل جلاله - در حقّ امير المؤمنين على - عليه الصّلوة و السّلام - چون حاسدان بر او حسد بردند : أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّه ( 4 ) - الاية ، و از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : روزى رسول - عليه السّلام - در حجرهء من بود . جماعتى جهودان آمدند و دستورى خواستند ، من در حجاب شدم و ايشان در آمدند و رسول را خطاب ( 5 ) كردند كه : السّلام عليك يا محمّد . رسول - عليه السّلام - دانست ، و ليكن به كرم و حلم اغضاء كرد . چيزى پرسيدند و برفتند . مرا سخت آمد ، همّت كردم كه جواب دهم [ 129 - پ ] ايشان را چون برفتند جماعتى دگر آمدند و همچنين
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها در آن بيتها . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : برده بودند . ( 3 ) . مج ، وز ، آج ، فق ، مب ، مر : قديم . ( 4 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 54 . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : خطابى .