فاضلتر خلق بود ، و صالحتر اداى رسالت را ، و مستقلتر ( 1 ) به اعباى او ، و دور تر از منفرات در حقّ او . پس خداى تعالى نبوّت او را رحمت خواند و او را خود رحمت خواند في قوله : وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ( 2 ) ، و نبوّت به معنى رحمت ، في قوله تعالى : أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ( 3 ) . . . ، در جواب آنان كه گفتند : لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ( 4 ) .
* ( وَاللَّه ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * ، و خداى تعالى ( 5 ) - جلّ جلاله ( 6 ) - خداوند فضل و احسان و نعمت عظيم است براى آن كه او را بر هر بنده اى و پرستارى چندان نعمت است كه حصر آن جز او نداند ، چنان كه گفت : وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّه لا تُحْصُوها ( 7 ) .
قوله : * ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ ) * ، حق تعالى چون ذكر نبوّت كرد و تعليق آن كرد به مشيّت او بر سبيل مصلحت باز نمود كه : چنان كه نبوّت تبع مصلحت است شرايع كه با نبوّت به يك جا رود هم تبع مصلحت است .
و از حقّ آن كه متعلَّق به مصلحت باشد آن است كه : به اوقات و اشخاص مختلف شود ، وقتى مصلحت خلقان در آن باشد كه كتاب ايشان توريت بود و پيغامبر ايشان موسى ، و وقتى مصلحت ايشان در آن بود كه پيغامبرشان عيسى بود و كتاب انجيل ، و وقتى مصلحت در آن داند كه نبوّت و پيغامبرى به محمّد - عليه السّلام - دهد و كتاب او قرآن بود .
و آيت ردّ بر جهودان است كه ايشان منكر بودند نسخ شرايع را ، حق تعالى باز نمود كه : چنان كه شرايع تبع مصالح بود ، نسخ او و تبديل او هم تبع مصالح بود تا اگر در اين كتاب [ 126 - پ ] كه ناسخ همهء كتابهاست و اين شريعت كه ناسخ همهء شرعهاست مصلحت نسخ پيدا شود ( 8 ) ، بعضى به بعضى منسوخ كنم ( 9 ) ، آيتى به آيتى و حكمى به حكمى ، چه مصالح خلقان در تكاليف و عبادات ( 10 ) ايشان جز من ندانم .
هامش
( 1 ) . دب ، لب ، مب : مستقبلتر .
( 2 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 107 .
( 3 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 32 .
( 4 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 31 .
( 5 ) . مر : ندارد .
( 6 ) . مج ، وز ، دب ، مب : ندارد .
( 7 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 34 .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر يعنى .
( 9 ) . لب : كنيم .
( 10 ) . اساس : عبادت ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها : تصحيح شد .