چيزهايى بيند ( 1 ) كه فهم كلام او بهتر تواند ( 2 ) كردن از آنان كه كلام او شنوند و او را نبينند ( 3 ) و او به ايشان ننگرد .
بهرى دگر گفتند : « انظرنا » ، در جاى انظرنا استعمال كرد ، فعل در معنى افعل ، و در حرف ( 4 ) ابىّ كعب چنين است ، و معنى آن است كه : ما را مهلت ده تا چون تو سخنى بگويى ما فهم آن بكنيم و در آن انديشه كنيم پس از آن چيزى ديگر بگو ، چنان كه در « انظرنا » به معنى انتظرنا شرح داديم .
قطرب گفت : « راعنا » و « انظرنا » به معنى يكى است ، جز آن كه در عرف يكى نكوست و يكى زشت ، به يكى امر كرد و از يكى نهى .
و از جمله اقوال و وجوه آن بهتر است كه نظر به معنى انتظار باشد ، چه ظاهر بر جاى خود باشد و معنى بر جاى خود . و « نظر » به معنى انتظار در قرآن و كلام عرب شايع و ظاهر است ، قال اللَّه تعالى : وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ ( 5 ) . . . ، اى منتظرة ، و قال امرؤا القيس :
فانّكما ان تنظرانى ساعة
من الدّهر ينفعني لدى ( 6 ) امّ جندب
مجاهد گفت معنى آن است كه : فهّمنا ، ما را مفهوم گردان . يمان گفت : بين لنا ، ما را بيان كن . * ( وَاسْمَعُوا ) * ، بشنوى ، يعنى طاعت دارى ، براى آن كه غرض از سمع طاعت است . و گفتهاند : مراد آن است كه بشنوى اين آيات كه بر شما مىخوانند .
* ( وَلِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ، و كافران را ، يعنى جهودان را عذابى خواهد بودن مولم موجع ، فعيل است به معنى مفعل ، چنان كه شاعر گفت :
امن ريحانة الدّاعى السّميع
يؤرّقني و اصحابي هجوع
و بيان كرديم كه : عذاب استمرار الم بود ، من قولهم : ماء عذب .
* ( ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * ، سبب نزول آيت آن بود كه مسلمانان حلفاى خود را گفتند : ايمان آرى از جمله جهودان ، ايشان گفتند : در ايمان به محمّد خيرى نيست ، و ما خواستمانى كه در آن ( 7 ) خيرى بودى تا ما نيز به آن خير برسيدمانى ،
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چيزها نبينند .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : توانند كردن .
( 3 ) . دب ، وز ، مب : بينند .
( 4 ) . اساس : در حاشيه آورده است « مصحف » .
( 5 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 35 .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : أرى .
( 7 ) . مب : در او .