تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و از همينجا بايد نتيجه گرفت كه تحقق عدم در خارج نسبى است يعنى از نسبت دادن وجودى كه در يك ظرف متحقق است بظرف ديگر عدم پيدا مىشود مثلا ما نمىتوانيم بگوئيم فلان شىء كه ديروز بود ديروز نبود ولى مىتوانيم بگوئيم فلان شىء كه ديروز بود فردا نيست يا فلان شىء كه در اين اطاق است در اطاق ديگر نيست
شرح
ذهن و كيفيت مفهوم سازى ذهن ميسر نيست و ما تا ذهن را از اين جهت نشناسيم نمىتوانيم فلسفه داشته باشيم روانشناسى جديد با همه پيشرفتهاى ارجمند و ذى قيمتى كه در قسمتهاى مختلف اين علم نصيبش شده متاسفانه تا آنجا كه ما مطالعاتى كرده و اطلاعاتى بدست آورده‌ايم در اين قسمت كه ما آن را فصل فلسفى روانشناسى مىخوانيم بسيار كوتاه و ناتوان است علت مطلب هم واضح است و آن اين است كه متودى كه مورد استفاده روانشناسى است و در ساير قسمتها مفيد است در اين قسمت مورد استفاده نيست در اين قسمت از متود و طرز تحليل ديگرى بايد استفاده كرد كه نمونه آن را خواننده محترم در اين مقاله مىبيند . بخش روانشناسى فلسفه اختصاصى به مسائل وجود ندارد در ساير قسمتها نيز هست و هر يك در مورد خود شرح داده خواهد شد در خاتمه بى مناسبت نيست از جنبه تاريخى مسائل وجود نيز بحث مختصرى بكنيم سابقا معمول نبود كه در كتب فلسفه از جنبه تاريخى مسائل نيز بحثى به ميان آورند و تاريخ مسائل يعنى ابتداء پيدايش نظريه ها و تحولاتى كه در دوره هاى مختلف در نظريه ها پيدا شده بيان نمايند مخصوصا در مشرق زمين اين جهت به كلى مهجور و متروك و مورد غفلت اهل نظر بود اين قسمت اختصاص به فلسفه ندارد در ساير قسمتها از طب و منطق و رياضيات و ادبيات و فقه و اصول و حديث نيز همينطور بود علماء مشرق زمين كه در فنى وارد مىشدند فقط به جنبه هاى نظرى مسائل مىپرداختند و نظر به جنبه هاى تاريخى آنها نداشتند روى اين جهت نظريه ها در كتب طرح مىشد ولى روشن نبود كه اين نظريه را چه كسى ابراز داشته و چه كسى آن را
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 66 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى