خود واقعيت هستى مقابل خود را نيستى بالذات نپذيرفته و هرگز با وى متصف نمىشود يعنى هستى نيستى نمىشود با حفظ وحدت در جميع شرايط .
البته مراد ما نه اينست كه چيزى كه روزى موجود شد روز ديگر معدوم نمىشود چنان كه جهان هستى پر از اين حوادث است
شرح
هيچ مصداقى قابل انطباق نباشد مفهوم وجود مفهومى است كه بالضروره بر همه وجودات عينى قابل انطباق است و اگر اين وجودات هر يك حقيقتى مباين و بيگانه مطلق از ساير وجودات باشد يك جهت مشتركى كه مناط انطباق مفهوم وجود بر مصاديق وى باشد در كار نبود و قهرا اين مفهوم بر آن مصاديق قابل انطباق نبود و حال آنكه بالضروره قابل انطباق هست .
پس در مسئله تحقيق در وحدت و كثرت واقعيت عينى يگانه نظريه اى كه قابل قبول است هم نظام خارجى عينى موجودات را مىتواند توجيه كند و هم نظام ذهنى مفاهيم و ماهيات را هم با عقل سازگار است و هم با حس همانا نظريه تشكك وجود است و اينكه ما اين نظريه را بنام نظريه وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت ناميديم از آن جهت است كه ملاك كثرت بيرون از ملاك وحدت و ملاك وحدت بيرون از ملاك كثرت نيست روى اين نظريه حقيقت وجود هم واحد شخصى است و هم كثير شخصى اگر نظر به اصل حقيقت سازى در جميع مراتب بيندازيم واحد بالشخص است و اگر نظر بمراتب و درجات بيندازيم كثير بالشخص است .
در اين مقاله مجموعه مسائلى كه بنام مسائل وجود ذكر شده 12 مسئله است و ما هفت مسئله آنها را كاملا توضيح داديم .
از هفت مسئله گذشته دوتاى آنها فوق العاده با اهميت است و از نظر دخالتى كه آن دو مسئله در سرنوشت فلسفه دارند هيچ مسئله اى به پايه آنها نمىرسد آن دو عبارت بود از اصالت وجود و تشكك وجود اهميت پنج مسئله ديگر بداهت وجود تحليل ذهن هر واقعيت خارجى را به دو مفهوم ماهيت و وجود مغايرت مفهوم وجود يا ماهيت اشتراك معنوى وجود حقيقت وجود با علم حصولى قابل معلوم شدن نيست از لحاظ دخالت و جنبه مقدميتى است كه نسبت به دو مسئله نامبرده دارند .