حفظ بقيه شرايط از وجود وى تهى و خالى نمىشود فرض كرد چنان كه اين نظر در حوادث گذشته و سپرى شده پيش ما قابل ملاحظه مىباشد ما بى تامل مىگوئيم حوادثى را كه مثلا ديروز اتفاق افتاده نمىشود تغيير داده و يا از جاى خود تكان داد .
شرح
آينده را بايد به اينجا بياوريم دنباله مطلب بسيار طولانى خواهد شد على هذا عجالتا صرف نظر مىكنيم .
چيزى كه لازم است مجددا يادآورى كنيم اين است كه اصل عمده اى كه همه اين مسائل و عده ديگر از مهمات فلسفه را حل مىكند همانا مسئله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است و اين مسئله است كه قيافه عمومى فلسفه را يكباره تغيير مىدهد و به حل مشكلات زيادى كمك مىكند .
خواننده محترم بايد ذهن خود را براى درك و فهم و قبول اين مسئله آماده كند و در مقدمات و نتائج آن تدبر نمايد ما در مقالات آيند نيز هر جا كه مناسبتى پيش آيد براى آنكه ذهن خوانندگان محترم را بيشتر روشن كنيم با عبارات ديگر و طرز تقريرهاى ديگرى اين مسئله را بيان خواهيم كرد و مطمئن هستيم كه در مورد اين مسئله هر اندازه كوشش بخرج دهيم زياد نخواهد بود صدر المتالهين كه قهرمان اين مسئله است در كتب خويش مكرر از اين مسئله ياد مىكند و در ابواب مختلف با طرز تقريرها و دلائل متعدد آن را ذكر مىكند در يكى از تعليقات حكمه الاشراق كه نسبتا بسط زيادترى در اطراف اين مطلب مىدهد مىگويد ما سخن را در اطراف اين مطلب بسط داديم هر چند آنچه نگفتيم بيش از آن چيزى است كه گفتيم به جهت آنكه بسيار شريف و ذى قيمت و فوق العاده غامض است و از مهمترين مقاصد و سزاوارترين آنها است كه بذل مساعى در تحصيل آن بشود سپس مشار اليه به اين شعر عربى متمثل مىشودلئن كان هذا الدمع يجرى صبابه على غير ليلى فهو دمع مضيع.
خواننده محترم از آنچه گذشت دريافت كه مسئله اصالت وجود هم جنبه علم النفسى دارد هم جنبه فلسفى زيرا هم جنبه عينى دارد هم جنبه ذهنى از يك طرف تحقيق درباره واقعيت عينى است و از طرف ديگر درباره قوه عقل و ادراك و كيفيت تحليل و انتزاع ذهن .
مكرر گفتهايم كه مطالعه فلسفى درباره واقعيت عينى قبل از شناختن