اتفاق
ما مىگوييم سال گذشته بار درختان خوب بود و كمك شايانى به اقتصاد ما مىكرد ولى اتفاقا سرماى آخر بهار يا تگرگ اول تابستان محصول سر درخت را از ميان برده و به رشد اقتصاد لطمه زد .
همچنين مىگوييم امروز بامدادان براى خريدن حوائج خانه به بازار مىرفتم اتفاقا با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد .
شرح
غايت است و هم غايت علت فعل ولى اين عليت متقابل از قبيل دور كه امرى محال است نيست .
چنان كه قبلا تحقيق شد معناى عليت صرفا اين نيست كه دو چيز دائما متعاقب يا مقارن يكديگر پيدا شوند رابطه عليت يك رابطه واقعى است بين وجود علت و وجود معلول به اين معنى كه وجود معلول ناشى از وجود علت و متكى به علت است و قدر متقين اينست كه در مورد هر علت و معلولى اين قضيه صادق است كه اگر علت وجود نمىداشت معلول وجود پيدا نمىكرد ولى هرگز صادق نيست كه اگر معلول وجود پيدا نمىكرد علت وجود پيدا نمىكرد يعنى معلول در وجود و واقعيت خود وابسته و نيازمند به علت است ولى علت در وجود و واقعيت خود مستقل و بىنياز از معلول است .
حالا بايد ببينيم كه اين عليت متقابل و نيازمندى متقابل كه بين فعل و غايت هست چگونه است در اينكه فعل علت و شرط وجود غايت است شك و ترديدى نيست زيرا مسلما اگر فعل وجود پيدا نكند غايت وجود پيدا نمىكند مثلا اگر انسان غذا نخورد سير نمىشود و اگر سنگى كه از بالا به پائين حركت مىكند مسافت بين راه را طى نكند به مركز نمىرسد پس عليت و دخالت فعل در وجود غايت بطور واضح محرز است و منكرين غائيت نيز آن را قبول دارند ولى عليت و دخالت غايت در وجود فعل به اين نحو نيست كه وجود خارجى غايت كه مؤخر است از وجود فعل علت وجود فعل است زيرا اين محال و ممتنع است بلكه به اين نحو است كه وجود غايت در مرتبه وجود فاعل علت وجود فعل است و بعبارت ديگر توجه فاعل بغايت علت وجود فعل است و اگر اين توجه و ميل بغايت در فاعل نبود هرگز فعل