تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
در اين مثالها و صدها مثال ديگر اگر كنجكاوى كنيم خواهيم ديد حوادثى كه بانها نام اتفاق و اتفاقى داده‌ايم در مثال 1 سرما و تاثير او در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش آن در مثال 3 عيب كردن و لنگ شدن ماشين در مثال 4 حدوث جنگ جهانى و آثار آن نمىخواهيم بگوئيم علت فاعلى نداشت و فعل بى فاعل بوجود آمده زيرا علت فاعلى هر يك از حوادث در مثالهاى مزبوره پهلوى خود حادثه معلوم است .
شرح
مكمل علت فاعلى است يعنى علت فاعلى قطع نظر از علت غائى فاعل بالقوه است نه بالفعل و ناقص است نه كامل و با علت غائى است كه فاعل تمام و علت تامه مىشود حكماء گفته‌اند كه علت غائى مكمل فاعليت فاعل است و اين دو در يكديگر مندرجند . سخيفتر از اين اشكال اينست كه بگوئيم چون اصل غائيت مستلزم انتخاب وسيله است پس مستلزم اختيار است و چون اختيار منافى با جبر و ضرورت على و معلولى است پس اصل غائيت منافى با ضرورت على و معلولى است و از طرف ديگر اصل ضرورت على و معلولى پايه نظام قطعى موجودات است پس اصل غائيت منافى با نظام قطعى موجودات است . پاسخ اين اشكال نيز از آنچه در مقاله 8 و اين مقاله گفته شد روشن است و ما ثابت كرديم كه اختيار در انسان منافى با ضرورت على و معلولى نيست بلكه ثابت كرديم كه نفى ضرورت على و معلولى منافى با اختيار و آزادى انسان است تا چه رسد بنوع انتخاب و اختيارى كه طبيعت در سير تكاملى خويش مىكند . بنا بر اصل غائيت نظام قطعى على و معلولى موجودات صورت كاملترى به خود مىگيرد زيرا ما اگر در قانون عليت تنها علت فاعلى را دخيل بدانيم يعنى علل فاعليه را بلا غايت و بلا هدف بدانيم هر چند موجودات همه با يكديگر مرتبط و متصل خواهند بود ولى روابط منحصر خواهد بود به روابطى كه بين هر فعل و فاعل بلا واسطه خودش هست ولى بنا بر اصل غائيت علاوه بر رابطه اى كه همواره بين فعل و فاعل هست يك رابطه خاصى نيز بين هر فاعل و نتيجه فعل هست و مثل اينست كه يك نوع جذب و