و همچنين مىگوييم با اتومبيل از تهران ساعت نه بسوى قزوين رهسپار شديم و بنا بود تا ساعت دوازده برسيم ولى اتفاقا ميان راه ماشين عيب كرده و يكساعت ما را لنگ نمود .
و همچنين مىگوييم چند سال پيش اوضاع اقتصادى و آرامش كشورها بد نبود و مردم دست باصلاحاتى زده بودند اتفاقا جنگ جهانى دويم پيش آمده و نظام موجود زندگى را بهم زد .
شرح
وجود خارجى پيدا نمىكرد مثلا انسانى كه غذا مىخورد براى آنكه سير بشود اول بجانب سير شدن متوجه مىشود و به طرف سير شدن حركت مىكند و غذا خوردن از آن جهت وجود پيدا مىكند كه وسيله سير شدن و معبر سير شدن است و بعبارت ديگر مسافتى است كه انسان بايد طى كند تا به سير شدن برسد و همچنين سنگى كه از بالا به طرف مركز زمين مىآيد متمايل و متوجه به مركز زمين است خواه آنكه مبدا ميل در سنگ باشد يا در زمين و مسافت بين راه را از آن جهت طى مىكند كه به مركز زمين جذب شود و اگر اين جذب و انجذاب بين سنگ و مركز زمين كه نتيجه اش رسيدن سنگ به زمين است نبود و بعبارت ديگر اگر توجه سنگ به مركز زمين نبود مسافت بين راه طى نمىشد پس همانطورى كه صادق است كه اگر طى مسافت بين راه نباشد رسيدن به مركز محقق نمىشود ايضا صحيح است كه اگر رسيدن به مركز نباشد طى مسافت بين راه وجود نمىيابد يعنى بين اين دو عليت متقابل برقرار است علت غائى و علت فاعلى ممكن است كه اين تصور براى بعضى پيش آيد كه فرض علت غائى با فرض علت فاعلى منافى است چنان كه اين توهم براى برخى پيش آمده زيرا علت فاعلى همان است كه وجود دهنده معلول است و بديهى است كه يك شىء نمىتواند دو علت وجود دهنده داشته باشد يعنى هم وجودش معلول علت فاعلى باشد و هم معلول علت غائى .
پاسخ اين توهم از آنچه قبلا در مقام بيان رابطه فعل و غايت گفتيم معلوم شد زيرا معلوم شد كه تاثير علت غائى و علت فاعلى در عرض يكديگر نيست كه منافى با يكديگر باشد بلكه در طول يكديگر است و علت غائى