تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
و از اين بيان روشن مىشود كه در جهان طبيعت كه قانون تكامل عمومى حكمفرما است همه علل طبيعيه در كارها و فعاليتهاى خود در واقع غايت و آرمان را دارند و هر شكل كامل وجودى علت غائى شكل ناقص پيشين خود مىباشد كه علتش منظور داشته است و البته مفهوم به منظور داشتن در اينجا بفكر او افتادن و بخاطر سپردن نيست بلكه رابطه مخصوص واقعى است كه ميان ناقص و كامل بوده و ناقص را بسوى كامل رهبرى نموده و مىراند و غايت فكرى نيز در افعال اختياريه ما يكى از مصاديق اين حقيقت است .
شرح
5 فاعل متوجه بهدف است و در ميان كارهايى كه از وى صحت صدور دارد كار معين را از آن جهت انتخاب مىكند كه معبر و وسيله رسيدن بهدف است 5 فاعل به اين وسيله احتياج خود را رفع و نقص خود را تكميل مىكند . در انسان همه اين امور با يكديگر جمع است و همه اين امور دخالت دارند تا انسان يك فعل غائى را انجام مىدهد و حالا بايد ديد آنچه مناط غائيت است چيست و آيا همه اين امور در مناط غائيت دخيل هستند و يا آنكه غائيت متقوم به بعضى از اين امور است و برخى ديگر در غائيت دخيل نيستند بلكه خصوصيت انسان است كه وجود بعضى ديگر را ايجاب مىكند براى كشف اين منظور بيك تجربه ذهنى و خيالى كه منطقيين نام آن را سبر و تقسيم گذاشته‌اند دست مىزنيم اول فرض مىكنيم كه فاعل انسان نيست ولى ساير جنبه ها از شعور و اراده و لذت و توجه بهدف و استكمال همه جمع است در اينجا به آسانى مىفهميم كه انسان بودن فاعل در غائى بوده فعل دخالت ندارد و چنين فعلى البته غائى است هر چند فاعل آن موجود ديگرى غير از انسان باشد براى مرتبه دوم فرض مىكنيم كه فاعل لذت و رنج نمىبرد ولى ساير جنبه ها محفوظ است در اينجا نيز به آسانى مىفهميم كه باز فعل غائى است و وجود لذت و رنج در مناط غائى بودن دخيل نيست . براى مرتبه سوم فرض مىكنيم كه عامل اجراء اراده نيست يعنى آن