تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
بلكه مىخواهيم بگوئيم حادثه اتفاقى در هر يك از مثالها ارتباطى به علل و عواملى كه در مثال ذكر شده نداشته و از جريان آنها پيش بينى نمىشد مثلا در مثال محصول و سرما مثال 1 طبيعت درختهاى ميوه و سبز شدن بهارى و شكوفه باز كردن و باز نگاهداشتن و بواسطه تغذيه ميوه را بزرگ نمودن و بالاخره اين مجموعه اين غايت را سرما و از ميان رفتن ميوه در دنبال خود نداشته و پيشبينى نمىشد پس حادثه اتفاقى غايتى است كه بدون ارتباط به فاعل و بى اقتضاى فاعل در دنبال كار بيايد .
شرح
انجذابى بين اين دو بر قرار است و بعبارت ديگر بنا بر انكار اصل علت غائى يگانه چيزى كه حوادث را به جلو مىبرد رابطه ايست كه بين حوادث حاضر و بين حوادث گذشته است و اين حوادث گذشته است كه در پشت سر اين حوادث واقع شده‌اند و آنها را از عقب مىرانند ولى بنا بر اصل غائيت حوادث آينده نيز به نحوى دخالت دارند و مثل اينست كه از جلو اين حوادث را مىكشند البته بنا بر قبول اصل غائيت كه چاره اى از قبولش نيست يك مسئله ديگر پيدا مىشود و آن اينكه آيا سلسله غايات متناهى است يا غير متناهى و به عبارت ديگر آيا همانطورى كه سلسله علل علل فاعلى منتهى مىشود به علت بالذات و عله العلل سلسله غايات نيز منتهى مىشود بغايت بالذات و غايه الغايات يا نه و بنا بر فرض دوم آيا غايه الغايات همواره همراه همه غايات نامتناهى است يا نه حل اين مسئله را از مقاله 14 بايد بخواهيم اصل تنظيم كننده مطابق آنچه قبلا گفتيم حقيقت غائيت متقوم باينست كه علت توجه بغايت داشته باشد و براى رسيدن بغايت راه و مسافتى را طى كند و وسيله را كه همان فعل و كار است به كار ببرد و گفتيم كه غائيت متقوم به شعور و اطلاع فاعل از غايت نيست . در اينجا يك سؤال باقى مىماند و آن اينست كه اگر فرض كنيم كه