تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

مىاندازيم . . . پس در حقيقت فعل خود را تبديل بغايت شكل كامل وجود خودمان مىنماييم و از اين راه حقيقت غايت عبارت است از صورت كاملتر وجود هر چيزى كه در راه تكامل افتاده و صورت ناقصتر موجود خود را تبديل بوى نمايد . چندين خصوصيت هست 1 فاعل انسان است 2 فاعل از كار خود و نتيجه كار خود اطلاع دارد 3 عامل اجراء كار اراده است

شرح
داشته باشد و حال آنكه معنا ندارد كه طبيعت فنا و زوال و فساد و بالاخره عدم را هدف قرار دهد و از جمله اينكه در طبيعت بىنظميهائى احيانا مشاهده مىشود كه با هدف گيرى طبيعت ناسازگار است و از جمله اينكه طبيعت در برخى موارد دو اثر مختلف و متناقض از خود نشان مىدهد كه با هدفدارى وى ناسازگار است و عمده دليلى كه منكرين غائيت آورده‌اند اينست كه غائيت و هدفدارى از خواص معينه شعور و ادراك و اطلاع است و در موجودى كه فاقد شعور و اطلاع است توجه بهدف معنا ندارد و چون طبيعت بىجان فاقد شعور است پس فاقد غايت است پس تمام هدفها و غاياتى كه از انتظام طبيعت پيدا مىشود بحسب تصادف و اتفاق است . اين اشكال همان شبهه ابتدائى است كه به ذهن همه كس مىرسد و فلاسفه منكرين غايت از دو هزار سال پيش اين اشكال را با ساير اشكالاتى كه در بالا اشاره شد در كتب خود ذكر كرده‌اند . اكنون ما بايد در مورد افعال غائى موجودات ذىشعور كه غائى بودن آنها مورد اتفاق همه است سير و تقسيمى به عمل آوريم تا بلكه بتوانيم مناط حقيقى غائيت را بدست آوريم و بفهميم كه شعور و اطلاع از غايت در مناط غائيت دخالت دارد يا ندارد . در افعالى كه انسان براى غايتها و هدفهاى معين انجام مىدهد مثل آنكه غذا مىخورد براى آنكه سير شود مىخوابد براى آنكه بياسايد در مسابقات شركت مىكند براى آنكه برترى خود را ثابت كند كتاب مىخواند براى آنكه از موضوع آگاه شود و هزارها كار ديگر 1 صصص
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 249 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى