تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و يا فكر تفصيلى كه عقلاى اجتماع به كار مىبندند بوده باشد بچه و كودك از راه زيادتى انرژى حركت زياد خواسته و از شكل حركت يك التذاذ خيالى دارد و اين خود غايتى است و همچنين ما در موارد عاديات خودمان بواسطه رسوخ صورت فعل در متخيله از صورت حركت و كار مخصوص لذت مىبريم و اين خود غايتى است و همچنين در امثال نفس زدن و چشمك زدن آسايش طبيعى مىيابيم و اين خود يك غايتى است و البته كار اختيارى تنها شعور و اراده لازم دارد نه فكر تفصيلى چنان كه ما با اختيار سخن مىگوييم در حالى كه نسبت به چيدن حرف پهلوى حرف در كلمات و جمل اعمال فكر نمىكنيم پس همه افعال اختياريه غايت دارند هر غايتى ( 1 ) كه ما از فعلى از افعال اختياريه مان مىخواهيم
شرح
( 1 ) اين قسمت مربوط به سؤال دومى است كه قبلا در متن طرح شد و آن اين بود آيا اين همه كارهاى بىشمار كه در جهان هستى و در گاهواره طبيعت انجام مىگيرد در حالى كه كمترين شعورى در آنها سراغ گرفته نمىشود غايت دارند موضوع اين سؤال اصل غائيت يا اصل علت غائى خوانده مىشود و در حقيقت انسان مىخواهد بفهمد كه آيا طبيعت بىجان نيز مثل خود او همواره در تعقيب هدف است يا نيست پاسخ به اين سؤال امر آسانى نيست زيرا از يك طرف براى انسان مشكل به نظر مىرسد كه بتواند فعاليتهاى طبيعت بىجان را براى رسيدن بهدف و نيل بغايت معين توجيه كند و از طرف ديگر انسان هماهنگيها و توافقهائى بين اجزاء طبيعت مشاهده مىكند و فعاليتهاى طبيعت را همواره تحت انتظام مىبيند به طورى كه همواره نتيجه اين توافقها و هم آهنگيها هدفهاى خاصى است و انسان نمىتواند بپذيرد كه بدون آنكه در طبيعت هدف گيرى شده باشد اين توافقها و هماهنگيها حاصل شده باشد بعلاوه انسان در برخى موارد يا همه موارد طبيعت را در يك خط سير تكاملى جهتدارى مشاهده مىكند و اين خود دليل است بر اينكه طبيعت به نقطه معينى متوجه است و سير خود را براى رسيدن بان نقطه آغاز مىكند و