تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

علت غائى

چنان كه گفته شد ما در افعال اختياريه خودمان كه معمولا با تفكر و تروى براى رفع احتياجات وجودى انجام مىدهيم غايت و غرض داريم كه با وى نقص خود را تكميل مىنماييم مىخوريم براى اينكه سيرى را بجاى گرسنگى بگذاريم مىخوابيم براى اينكه بياسائيم راه مىرويم براى اينكه به مقصد برسيم و . . . . ولى آيا ( 1 ) همه كارهاى اختيارى ما همين خاصه را دارند با
شرح
در اثر كشفيات جديد جنبه فيزيكى نظريه وى بتحقق پيوست و معلوم شد كه همانطورى كه ذيمقراطيس نظر داده اجسام محسوسه ما يك واحد متصل نيستند بلكه مجموعى از ذرات كوچك بعد دار هستند كه واحد جسم آنها هستند تقويت جنبه طبيعى نظريه ذيمقراطيس موجب شد كه جنبه فلسفى نظريه وى نيز طرفدارانى پيدا كند و مدعى شوند كه ذرات ذيمقراطيسى تجزيه ناپذيرند و ماده المواد عالم همانها هستند چنان كه ماكسول ذرات ذيمقراطيسى را سنگهاى اولى كاخ جهان ناميد ولى طولى نكشيد كه معلوم شد آن ذرات نيز به نوبه خود از ذراتى كوچكتر تشكيل يافته‌اند و هنوز اين سؤال باقى است كه ماده المواد عالم چيست و هنوز هم كسانى كه معتقدند كه ماده المواد جهان را فقط فلسفه بايد معرفى كند و از عهده علم خارج است مدعى هستند كه ذرات تشكيل دهنده آتم نيز ماده اولى نيستند و ماده المواد چيز ديگرى بايد بوده باشد . در ميان نظريه هاى معروف راجع به ماده المواد نظريه متكلمين نيز به نوبه خود جلب توجه كرده متكلمين جسم را مركب از جواهر فرد و جزء لا يتجزاى حقيقى مىپندارند به عقيده متكلمين اجزاء اوليه تشكيل دهنده جسم به شكل نقطه جوهرى هستند يعنى طول و عرض و عمق ندارند و حتى ذهن نيز نمىتواند آنها را منقسم فرض كند و در عين حال آن ذرات خالى از بعد شاغل مكان هستند پس به عقيده متكلمين ماده اولى عالم ذراتى است غير منقسم كه نه تنها در خارج غير قابل تجزيه هستند در ذهن نيز قابل تجزيه نيستند تفصيل كامل اين نظريه ها در مقاله 10 خواهد آمد ( 1 ) قبلا گفتم كه موضوع تقسيم علت به علل چهارگانه معروف اولين