ما موارد زيادى داريم كه ماده يا موضوع اثر اثر را بنحو لزوم پيوسته همراه خود دارد بى اينكه نيازى به علت فاعلى داشته باشد چنان كه مثلا نور حركتى معادل سيصد هزار كيلومتر در ثانيه
شرح
استدلالات فخر رازى را در باب اثبات صانع و همچنين روش تفسيرى وى را از قرآن كريم نقل و انتقاد مىكند مىگويد و اعجب الامور ان هؤلاء القوم متى حاولوا اثبات اصل من اصول اصول الدين كاثبات قدره الصانع او اثبات النبوه و المعاد اضطروا الى ابطال خاصيه الطبايع و نفى الرابطه العقليه بين الاشياء و الترتيب الذاتى الوجودى و النظام اللائق الضرورى بين الموجودات التى جرت سنه الله عليها و لا تبديل لها و هذه عادتهم فى اثبات اكثر الاصول الاعتقاديه كما فعله هذا الرجل امام اهل البحث و الكلام يعنى عجيبترين چيزها اينست كه متكلمين در مقام اثبات توحيد يا نبوت يا معاد خود را ناچار مىبينند كه خواص معينه طبايع را انكار كنند و در صدد نفى نظام ضرورى على و معلولى و ترتيب وجودى موجودات كه حكم صريح عقل است و سنت قطعى ذات بارى است و قابل تبديل نيست برآيند و اساسا عادت اين دسته همواره همين بوده و هست .
بهر حال ما براى هستى نظام متقن و خلاف ناپذير قائل هستيم و اين نظريه را هم از تجربه حوادث روزانه بدست نياوردهايم تا با بر خورد تجربه به مشكلاتى پايه نظريه ما سست شود ما نظريه ترتيب و نظام موجودات را از برهان عقلى كسب كردهايم و اين برهان هم از نوع برهان لمى است كه از معرفت به عله العلل سر چشمه مىگيرد نه برهان انى تفصيل اين مطالب در مقاله 14 مىآيد .
در بيانات جينز قانون عليت از قانون ضرورت على و معلولى و قانون سنخيت تجزيه نشده و همه به صورت يك قانون بيان شده ولى ما قبلا ثابت كرديم كه هر چند اين سه قانون متلازم هستند ولى نمىتوان آنها را يكى شمرد عذرى كه اين دانشمند و ديگران در اينجا دارند اينست كه اين قانون را تجربى مىدانند و در تجربه نمىتوان اين سه قانون را از يكديگر مجزا تصور نمود اين تفكيك و تجزيه فقط با طرز تفكر فلسفى ميسر است .
عجب اينست كه اين دانشمند و گروه زياد ديگرى به موضوع اختيار چسبيده و اختيار و عليت را منافى يكديگر پنداشتهاند و آنگاه احساس وجدانى