تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
بلكه دانشمندان مادى تكون بدوى و پيدايش نخستين جهان را معلول برخورد حركتهاى سر زده گروه آتم مىدانند كه در فضا سر گرم شناورى بوده و بواسطه تصادم همديگر را نگاه داشته و كراتى بوجود آورده و با تركيبات گوناگون خواص و آثارى راه انداخته اند
شرح
كه مكمل و متمم علت فاعلى است زيرا تصور غايت است كه اراده انسان را بر مىانگيزد و انسان را كه در حد فاعل بالقوه است به حد فاعل بالفعل مىرساند پس علت غائى مندرج در علت فاعلى و علت فاعلى مندرج در علت غائى است صورت همان فعليت و حالتى است كه انسان به ماده خارجى مىدهد و آن همان است كه معلول واقعى علت فاعلى است ماده عبارت است از آن چيزى كه صورت را قبول مىكند و فعليت را مىپذيرد در مثال پيراهن كه قبلا در متن بيان شد اين چهار علت جمع است همانطورى كه در متن بيان شده علت اينكه به ماده و صورت علت گفته مىشود اينست كه حقيقت هر شىء مادى در خارج مركب است از مجموع ماده و صورت و اين مجموع در تحقق خود محتاج به اين دو مىباشد و قبلا گفتيم كه معمولا در مفهوم عليت توسعه داده مىشود و به مطلق دو چيزى كه يكى از آنها در واقعيت خود محتاج به ديگرى است علت و معلول گفته مىشود و از اينرو هر يك از ماده و صورت علت مجموع مركب بشمار مىروند و بانها علت مادى و علت صورى اطلاق مىشود و علت اينكه بغايت علت اطلاق مىشود همان است كه گفتيم كه علت غائى متمم و مكمل علت فاعلى است و اما اگر در مفهوم عليت توسعه ندهيم و علت را به همان معناى وجود دهنده و واقعيت دهنده بگيريم تنها چيزى كه شايسته است به او علت گفته شود همانا فاعل است و معلول اين علت هم همان چيزى است كه ما آن را صورت خوانديم . همانطورى كه قبلا تذكر داديم اگر فاعل را انسان فرض كنيم و فعل را تصرفات انسان در ماده خارجى فرض كنيم هم تصور و هم تصديق اين اركان چهارگانه بسيار واضح است و هيچيك از اين اركان چهارگانه را نمىتوان عين ديگرى گرفت ولى اگر فرض را تغيير دهيم مثل اينكه فاعل را انسان يا چيزى شبيه به انسان فرض نكنيم بلكه فاعل را طبيعت بىجان فرض كنيم البته وجود علت غائى قابل تشكيك خواهد بود به تفصيلى كه بعد خواهد آمد و يا اينكه فعل را از قبيل تصرف در ماده فرض نكنيم مثل آنكه