اشكال
آزمايشى كه اعتقاد بلزوم علت فاعلى را بوجود مىآورد در مواردى است كه طبيعت كار خود را از راه فعل و انفعال و با تعبير امروزى به طريق عمل و عكس العمل كنش و واكنش انجام مىدهد و البته نتيجه آزمايش را به غير مورد خودش سرايت نمىتوان داد .
شرح
به تفصيل خواهد شنيد كه ما وجود اين گونه تقديرات و مداخلات ما فوق الطبيعى را محال و ممتنع ميدانيم و اظهار نظرهاى آقاى جينز و ديگران را در اين زمينه ها از بىاطلاعى ايشان به علوم الهى ميدانيم ما در نظريات الهى خود مانند آن دسته از مدعيان فلسفه و غيرهم نيستيم كه در مقام اثبات صانع كل و مبدا كل در جستجوى استثناها باشيم و هر جا كه به نظر ما رسيد استثنا و خلاف عادتى صورت گرفته آن را با اراده ذات بارى توجيه كنيم و دليل بر وجود بارى بگيريم از نظر فلسفى ما نظام هستى نظام متقن و مرتبى است و سراسر اين نظام مرتبط و پيوسته قائم بذات بارى و اراده بارى است و اين نظام على و معلولى همان نفوذ تقدير و اراده ذات بارى است كه به صورت اين نظام در آمده است از نظر دقيق فلسفى همين نظام متقن دليل بر وجود ذات بارى است نه استثناها بفرض وجود خواننده محترم در مقاله 14 به طرز استدلالات ما كاملا آشنا خواهد شد آرى متكلمين غالبا هر جا كه در مقام استدلال بر آمدهاند مثل اينست كه طبيعت را شريك ذات بارى مىدانستهاند و فعل طبيعت را مستند بذات بارى نمىدانستهاند و از اين جهت همواره در جستجوى موارد استثنائى بودهاند و چنين مىپنداشتهاند كه با ابطال نظام مسلم موجودات بايد وجود صانع كل را اثبات نمود همچنانكه تا آنجا كه ما جستجو كرده و اطلاعاتى بدست آوردهايم جميع فلاسفه اروپائى الهى و مادى و شكاك داراى همين نظريه بودهاند .
نظريه معروف اگوست كنت نيز در بيان حالات سه گانه بشر در مورد تعليل حوادث كه در مقاله 5 گذشت از همين طرز تفكر حكايت مىكند و اين مطلب به نوبه خود خيلى موجب تعجب اينجانب شده است .
در اينجا بىمناسبت نيست كه عبارتى را كه صدر المتالهين در رد متكلم معروف امام فخر رازى مربوط به همين موضوع آورده نقل كنيم وى در جلد چهارم اسفار در مبحث سعادت و شقاوت حسى بعد از آنكه برخى از