تقريبا دارد و اين حركتى است كه معلول موضوع خودش بوده و فاعل موجد نمىخواهد ساده تر بگوئيم حركتى است كه متحرك مىخواهد نه محرك و همچنين در اصل ماده حركت دائمى اثبات
شرح
انسان را راجع به اختيار و آزادى خود دليلى از ضمير بر نفى قانون عليت به حساب آوردهاند و حال آنكه اندك تامل كافى است كه بفهميم آزادى و اختيار ما كه امرى وجدانى است و ضمير ما بان گواهى مىدهد اينست كه در طبيعت يكراه معين و خط مشى معين براى ما تعيين نشده و ميدان عملى بما داده شده كه مىتوانيم هر راهى را كه بخواهيم انتخاب كنيم و انتخاب يكى از آن راهها به اراده و اعمال قدرت ما واگذار شده يعنى ما آزاديم كه اگر ميل داشته باشيم و اراده كنيم بكنيم و اگر نخواهيم و اراده نكنيم نكنيم يعنى اراده ما است كه خط مشى ما را متعين مىكند معناى اختيار اين نيست كه اراده ما آزاد است كه خود به خود و بدون علت پيدا شود و همچنين اين نيست كه ما آزاد و مختاريم كه اراده كنيم يا اراده نكنيم و خلاصه ما نسبت به فعل خارجى آزاديم نه نسبت بمقدمات نفسانى آن فعل و آنچه كه ضمير انسان گواهى مىدهد بيش از اين نيست ما در مقاله 8 نكات لازم را راجع به جبر و اختيار بيان كرديم و مخصوصا اين نكته را براى اولين بار بيان كرديم كه آزادى اراده و نفى ضرورت على و معلولى كه اين دانشمندان و متكلمين اسلامى براى اثبات اختيار بان چسبيدهاند بيشتر منافى با اختيار و آزادى انسان در عمل خويش است .
خلاصه نظريه ما راجع به قانون عليت از اين قرار است 1 قانون عليت و جميع قوانين منشعبه از آن كه در اين مقاله بيان شد قوانينى است واقعى و نفس الامرى و مستقل از ذهن و ادراكات ما است .
2 ادراك ذهنى تصورى ما از عليت و معلوليت ناشى از احساس خارجى نيست بلكه از مطالعه درونى جوهر نفس و حالات نفسانى ناشى شده به تفصيلى كه در مقاله 5 گذشت .
3 ادراك ذهنى تصديقى ما راجع به قانون عليت و معلوليت مناط احتياج به علت و متفرعات وى ناشى از حكم عقل است و مستقل