و انفعال كردن و پذيرفتن و خاصه ويژه هر يك از آنها روشنتر و استوارتر مىشود و از اينجا است كه حكم مىكنيم كه هر فعل يك فاعلى مىخواهد و ساده تر بگوئيم هر اثرى مؤثرى مىخواهد .
وجود هيچ موجود نيازمند به علت بىعلت فاعلى درست نخواهد شد اگر چه ساير علل را مانند علت مادى و جز آن داشته باشد
شرح
پس ما اگر بخواهيم به طرز منطقى استنتاج كنيم نبايد از عدم امكان پيشبينى در برخى موارد عدم واقعى بودن قانون عليت را نتيجه بگيريم بلكه همين قدر بايد نتيجه بگيريم كه ما از وجود چنين عوامل قطعى اطلاعى نداريم يا از آن جهت كه اصلا چنين عواملى وجود ندارد و يا آنكه وجود دارد و ما بى اطلاع هستيم اگر ما طرز تفكر حسى خود را در مورد قانون عليت به كنارى بگذاريم و اين قانون را بدرستى بشناسيم و بفهميم كه نه تصور اين قانون از راه احساس به ذهن وارد شده رجوع شود به مقاله 5 و نه تصديق ذهنى ما به دلائلى كه در همين جا اشاره كرديم و در مقاله 5 نيز گذشت معلول و محصول تجربه است مىتوانيم بفهميم كه قانون عليت از شؤون واقعيت مطلق است خواه آنكه آن واقعيت مادى باشد يا غير مادى و بنا بر اين هر عاملى كه به معلول خود واقعيت بدهد آن عامل علت است و آن معلول معلول و على هذا فرضا نظريه آقاى جينز صحيح باشد و عامل تغيير و تبديلها و فنا و زوالهاى درون آتمها تقدير و اراده ما فوق الطبيعى بوده باشد باز خارج از قانون عليت نيست و علت اينكه ما وجود اين تقديرها را نمىتوانيم پيشبينى كنيم از آن جهت است كه قوانين خاص آن تقديرات در دست ما نيست كه بتوانيم پيشبينى كنيم .
ولى حقيقت اينست كه مداخله مستقيم تقدير و اراده ما فوق الطبيعى را در اين گونه حوادث كسى ميتواند به اور كند كه با علوم الهى آشنائى نداشته باشد ممكن است كسانى كه شخصا در اين زمينه اطلاعات كافى ندارند چنين بپندارند كه ما كه عقائد الهى داريم اعتراف دانشمند مبرزى مانند جينز را در مداخله مستقيم تقدير و اراده ما فوق الطبيعى در برخى حوادث اين جهان با آغوش باز مىپذيريم و اين اعترافات را مؤيد نظريات الهى خود به حساب مىآوريم ولى خواننده محترم از همين حالا مطمئن باشد و بعدا در مقاله 14