تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
بيرون خود مىگيرد پذيرش و قبول و انفعال و البته روشن است كه اين دو نسبت مختلف دو خاصه مختلف دارند خاصه نسبتى كه با فاعل و كننده پيدا مىشود اين است كه فاعل دارا و واجد اثرى است كه بيرون مىدهد البته مقصود نه اينست كه شكل پيراهن
شرح
عليت را بعنوان يك قانون تجربى تلقى كرده‌اند و چون آنچه مورد تجربه واقع مىشود از سنخ ماده است ناچار قانون عليت را منحصر به مواد و اجسام دانسته‌اند و روى همين جهت عليت را مساوى با مكانيسم گرفته‌اند در مكانيسم تنها اصل اصيلى كه واقعيت دار شناخته شده ماده و حركات مكانيكى ماده است و قهرا روابط موجودات منحصر است به روابط مادى و مكانيكى و از اينرو هر جا كه ديده‌اند مشاهدات علمى و تجربى با مكانيسم قابل توجيه نيست بجاى اينكه چنين استنباط كنند كه روابط على و معلولى منحصر به روابط مادى و مكانيكى نيست خط بطلان روى قانون عليت كشيده و اظهار داشته‌اند حوادث درون اتم در ما وراء قانون عليت انجام مىگيرد . چه ضرورتى ايجاب مىكند كه قانون عليت را يك قانون تجربى بدانيم و آنگاه آن را مرادف با مكانيسم بگيريم و آنجا كه خلاف مكانيسم ثابت مىشود جنجال راه بيندازيم كه قانون وجوب ترتب معلول بر علت كه قرنها بر فكر بشر حكومت مىكرد از مقر فرمانروائى خود معزول شد ادله واضحى موجود است كه قانون عليت را نمىتوان بعنوان قانون تجربى تلقى كرد و ما در پاورقىهاى مقاله 5 در اينباره بحث كرديم . خلاصه آنچه در آنجا گفتيم اينست كه احساس و آزمايش چنان كه واضح است به جزئى تعلق مىگيرد نه كلى و انسان پس از مشاهده و اعمال آزمايش در چند مورد بالخصوص نتيجه آزمايش خود را تعميم مىدهد به ساير مواردى كه شخصا تحت آزمايش در نيامده است اين تعميم معلول قبول قبلى چند اصل است كه يكى از آنها عبارت است از اصل تشابه طبيعت اصل تشابه عبارت است از اينكه طبيعت در شرائط كاملا مساوى در همه جا و همه وقت جريان واحدى دارد ما بعد از قبول اصل تشابه طبيعت مىتوانيم تجربيات خود را در ماده محسوس يا در جهان ذره‌اى تعميم دهيم اصل تشابه طبيعت چيزى جز اصل سنخيت على و معلولى يعنى اينكه علل معين همواره معلولات معينه را بدنبال خود مىآورند نيست پس هميشه صحت قانون كلى تجربى