تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اطراف قضيه و اجزاى علل مىباشند ولى نسبت آنها به همه اطراف يكسان نيست مثلا نسبت صورت پيراهن به دوزنده جز نسبتى است كه به پارچه دارد زيرا دوزنده مانند اينست كه چيزى را از خود بيرون مىدهد كار و كنش و فعل و پارچه مانند اينست كه چيزى را از
شرح
بينىهاى احتمالى بنمايد . 4 قانون عليت منافى با آزادى و اختيار انسان است ولى با باطل شناختن قانون عليت موضوع اختيار انسان نيز ثابت مىشود . خواننده محترم اگر با اصول فلسفى ما كاملا آشنا باشد خوب متوجه مىشود كه از چهار مطلب فوق كه همه جنبه نظرى و استنباطى دارد باستثناء قسمتى از بند 3 كه جنبه علمى تجربى دارد هيچيك قابل قبول نيست ما نمىخواهيم مشاهدات تجربى دانشمندان بزرگ و نوابغ جهان فيزيك را منكر شويم و هم نمىتوانيم ولى چيزى كه مىخواهيم و مىتوانيم اينست كه استنباطات فلسفى اين دانشمندان را مورد انتقاد قرار دهيم يكى از مخاطرات بزرگ اينست كه يك قانون مربوط بفن مخصوصى را بخواهيم با ابزار و وسائل مخصوص فن ديگر رد يا اثبات كنيم همانطورى كه عمل غالب قدما كه مسائل طبيعيات را احيانا مىخواستند با اصول فلسفى نفى يا اثبات كنند مخاطراتى را در بر داشت و حد اقل اين بود كه علم را متوقف مىكرد راهى را كه برخى از دانشمندان جديد پيش گرفته‌اند و مىخواهند فلسفه را نيز از دريچه چشم فيزيك ببينند مخاطراتى كمتر از آن مخاطرات در بر ندارد . قانون عليت با شعب و متفرعاتى كه دارد از قبيل قانون ضرورت على و معلولى و قانون سنخيت و بطلان دور و تسلسل و غيره از قوانين فلسفى خالص است و فقط با اصول فلسفى مىتوان در مقام نفى يا اثبات آن بر آمد و علوم نه مىتوانند اين قوانين را رد كنند و نه اثبات و نه مىتوانند از آنها بى نياز باشند و تنها كارى كه فيزيك يا علم ديگر ميتواند بكند اينست كه اين قانون را با متفرعات وى به صورت اصول موضوعه بپذيرد و تا هر جا كه ميتواند از آن استفاده كند و هر جا كه نمىتواند در باره آن سكوت اختيار كند .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 225 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى