پاسخ فلسفه به پرسش اولى مثبت و چنان است كه در آغاز اين مقاله تذكر داده شد ولى پاسخ پرسش دومى مختلف و به تفصيلى است كه گفته مىشود
شرح
مىبيند كه عقربه در طى هر دقيقه بر جاى ثابتى ايستاده و در آخر آن دقيقه با يك حركت يك درجه را مىپيمايد علامه معاصر اينشتاين [ 1 ] در سال 1917 معترض شد كه تئورى پلانك علاوه بر انفصال حركات مطالب مهمى را در بر دارد اگر در عمق اين معنى فرو رويم بر اثر اينشتاين و ديگر دانشمندان اذعان مىكنيم كه نظم و ترتيب قانون عليت كه پيشتر پيشواى سير علوم و انديشه علماء ما بود ديگر توانائى هدايت افكار ما را ندارد بر طبق علوم قديم علوم پيش از قرن بيستم قانون عليت حكم مىكند كه دنيا سير ثابت و معينى دارد كه از صبح ازل تا شام ابد با زنجير عليت بهم پيوسته شده هر علت را بطور قطع معلول معينى در پى است و اين معلول خود علت پيدايش وضع جديدى است و . . . بعبارت ديگر علوم قديم مىگفتند كه اگر وضع كنونى جهان را به بنمائيم وضع آتى آن شكل مفروض و معين را خواهد داشت كه بطور قطع از نتيجه شده ولى علوم جديد تا حال ما را به اين نتيجه رسانيدهاند كه بطور قطع نمىتوان حكم كرد كه وضع وضع مفروض را در پى دارد ممكن است وضع جهان در لحظه بعد از وضع به شكل يا يا يا وضع ديگرى باشد ما نمىتوانيم بطور قطع وضع آتى را پيش بينى كنيم بر خلاف دانش قديم كه مىگفت با داشتن وضع بطور قطع مىتوان وضع آتى را پيش بينى كرد وضع آتى محتمل است و يا وضع ديگرى باشد علوم ما توانائى يافتهاند كه بگويند احتمال وقوع هر يك از حالات يا يا . . .
چقدر است حساب احتمالات خلاصه علم به يقين راز آفرينش و سر غيب است و هيچ محرم دل را در آن حرم راه نيست مثالى بياوريم راديوم يا گوهر شب چراغ جسمى است كه مدام نور و گرما از آن تراوش مىكند در نتيجه اين فيضان نور و حرارت آتمهاى راديوم يكايك تبديل باتمهاى سرب و هليوم مىشوند و چون سرب و هليوم از راديوم سبكترند لذا بمرور زمان از وزن قطعه راديوم كاسته مىگردد موضوع كلام ما اين نكته است كه كاهش وزن قطعه راديوم در طول زمان بر طبق فورمول عجيبى انجام مىپذيرد كه بان[ 1 ] Albert Einastein