تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ما در مورد افعال اختياريه خود اين علتهاى چهارگانه را باور داريم و چنين مىانگاريم كه كارهائى كه با تروى و فكر انجام مىدهيم روى اين پايه هاى چهارگانه ايستاده و در هستى خود از آنها سر چشمه مىگيرند ولى آيا اين انديشه ما درست است يا پندارى است و بس كه با واقعيت خارج وفق نمىدهد و اساسا عليتى و
شرح
اوهام قران ماه و مشترى و سعد و نحس زهره و زحل را بدور انداخته مؤمن شدند كه براى دانشمند سعد افتد هم زحل مشترى . . . در قرن هفدهم ثابت شد كه حركت كليه اجرام آسمانى بر طبق قوانين ثابت و پا بر جائى صورت مىگيرد كه توسط دانشمند قرن توجيه و اعلام شده است نيوتن مىگفت كه بايد تمام امور طبيعى را با استدلالات مناسبى از روى اصول مكانيك قواعدى كه از اعمال قانون عليت در طبيعت بىجان بدست مىآيد نتيجه گرفت . . . گفته نيوتن روز بروز بر طرفداران خود افزود و در نيمه دوم قرن نوزدهم اين عقيده به اوج عظمت خود رسيد تا آنجا كه هلمولتز دانشمند معروف آلمانى اذعان كرد كه همه علوم طبيعى بايد به علم مكانيك منجر شود يعنى آنگاه كه در جهان بى روح مطالعه مىكنيم بايد علت و معلول را تشخيص داده رابطه آنها را به تحقيق معلوم كنيم و هيچ چيز را جز در سلسله قانون عليت در نظر نگيريم همچنين دانشمند نامى لرد كلوين انگليسى اعتراف نمود كه تا نمونه مكانيكى از چيزى را بتصور در نياورد آن را درك نمىكند . . . اين بحثها در حيات انسانى اثرات جالبى بوجود آورد زيرا هر چه اعتقاد به قانون عليت افزايش مىيافت اعتقاد به اختيار سستتر مىگرديد و افكار بيشتر به اين مطلب اقبال مىكردند كه اكنون كه جهان بى روح تابع قانون عليت است چرا جهان ذى روح از اين قاعده بر كنار باشد اين گونه تفكرات فلاسفه مكانيست قرن هفدهم و هجدهم را بوجود آورده ايشان را در برابر اصحاب اصالت تصور ايده آليستها قرار داد . . . در پيچ و خم اين افكار سير مىكرديم كه قرن بيستم با جلوه بسيار فرا رسيد و قدمهاى بلندى بسوى دانش نو برداشته شد نخستين گام بلند ما در اين قرن مطالعه قسمت بسيار كوچكى از ماده بود كه تا آن زمان علماء وسيله نداشتند كه جزء بسيار كوچكى از ماده را در تحت مطالعه دقيق قرار دهند و قضاوت ايشان فقط بر جزئى از ماده بود كه با حواس پنجگانه مستقيما محسوس شود حال آنكه چنين جزئى از ماده مليون مليون ذره را در بر داشت و